در ابتدا به این سوالات بر می خوریم که، شی تاریخی و شی هنری چیست؟ و اینکه اصلاً مرمت چیست؟ شی تاریخی معمولا به شیئی اطلاق می شود که برای مورخ مفید است، شیئی که به توسعه دانشِ تاریخی کمک می کند یا یک مدرک تاریخی است. (ویناس، 1389، 43)  شی هنری، شیئی است که محصول خاص فعالیت انسانی است. (برندی، 1388، 37) و از یک فکر خلاق، بوجود آمده است که وضعیت زیبایی شناسی خود را حفظ نموده است. در اینجا سه موضوع پدیدار می شود. 1- یک شی می تواند فقط تاریخی باشد و ارزش هنری نداشته باشد. 2-  یک شی تنها ارزش هنری دارد و جنبه تاریخی ندارد. 3- شی هر دو جنبه یعنی ارزش تاریخی و ارزش هنری را دارا باشد. بررسی این سه موضوع و مشخص نمودن آن، می تواند شیوه مرمتی یک شی را مشخص می کند.

     «مرمت، عبارت است از لحظه روش مندی که اثر هنری در آن لحظه، در وجود فیزیکی خود و در طبیعت زیبایی شناختی و تاریخی اش، از نظر انتقال آن به آینده مورد تشخیص قرار می گیرد.» (برندی، 1388، 39) با توجه به این تعریف، دو ارزش مهم برای یک شی قابل مرمتی بیان می شود و آن ارزش زیبایی شناختی و ارزش تاریخی، اثر هنری است.

     اشیای تاریخی، حامل بار اطلاعاتی بسیاری هستند که برای افراد معمولی جامعه، ارزشمند نیستند اما برای یک باستان شناس و یا مورخ تاریخ، بسیار حائز اهمیت می باشد. یک استخوان تاریخی، یک تکه پارچه پوسیده شده از هزاران سال پیش و یا در مورد بنا، یک تپه باستانی، جنبه زیایی و هنری خاصی ندارند بلکه دارای یک قدمت تاریخی می باشند که می توان با استفاده از علم روز، و بکارگیری دانش، اطلاعات بسیاری از دوران تاریخی را بیرون کشیده و دانش تاریخی بشر را افزایش داد. ارزش غالب این شی تنها به تاریخی بودن آن بستگی دارد یعنی ارزش هنری آن در طول زمان کاسته شده است و ناپدید شده است و اثر به بازمانده قلیلی از ماده اولیه که آن را می ساخت، نقصان پیدا کرده است. (برندی، 1388، 61) در اینگونه اشیاء، مرمت دخالت می نماید و نحوه آن به حفاظت آن چیزی که هست، محدود می شود.

     اشیای هنری که تاریخی نیستند، از دوران معاصر می باشند و مرمت در مورد آن صادق نیست. «مرمت عملی خلاقانه و سنتزی که تصویر اولیه را تضعیف می کند و آن را در تصویر جدید جا می اندازد.» (برندی، 1388، 59) در مورد آثار معاصر، گرد و غبار زمان را روی اثر نداریم و بنابراین نمیتوانیم آن را در حیطه مرمت قرار دهیم. البته هستند آثاری که به دلیل منحصربه فرد بودن در حیطه آثار فرهنگی قرار می گیرند و نیز با یک روند فرسایشی نیز طرف هستند. در اینگونه آثار مرمت یک استثنا به شمار می رود.

     «هنر یک نام است، اما معمولا از آن به صفت، برداشت می شود، چون خود به خود یاد آور نوعی قضاوت ارزشی است. برای مثال یک نقاشی بد به هیچگاه هنر دانسته نمی شود اما یک حرکت زیبای بستکبال، شکلی از هنر است.» (ویناس، 1389، 39) با توجه به این، مسئله تشخیص آثار هنری و تاریخی و اینکه چه شیئی را بپذیریم که قابلیت مرمت را داشته باشد، در مرمت آثار، بسیار حائز اهمیت می باشد. حال اگر یک شی از مرحله تشخیص عبور نماید و وارد حیطه مرمت شود، به علت دارا بودن ارزش هایی است که در درون خود نهفته است. هدف مرمت باید، تثبیت یگانگی بالقوه اثر هنری باشد. (برندی، 1388، 41) ماده اثر هنری باید الزاماً در اولویت قرار گیرد، چراکه نماینده مکان واقعی ست که اثر در آن تجسم می یابد و انتقال اثر به آینده را امکان پذیر می کند. (برندی، 1388، 39) حال این مطرح می شود که، ارزش زیبایی شناسی شی، در روند مرمت چه نقشی دارد؟ «اهمیت زیبایی شناختی همیشه اولویت پیدا می کند، چراکه منحصر به فرد بودن اثر هنری در مقایسه بادیگر محصولات انسانی، به وجود مادی یا خصلت دوگانه ی آن بستگی ندارد، بلکه به خصلت هنری آن بستگی دارد.» (برندی، 1388، 40)

     پس در برخورد با یک شی هنری ما به سه موضوع بر خورد کردیم: شی تاریخی، شی هنری معاصر و شی هنری تاریخی. ارزش غالب در مرمت یک شی تاریخی، سندیت تاریخی آن می باشد که حفاظت وضع موجود و حفاظت پیشگیرانه آن الزامی است. در  اشیای هنری معاصر، ارزش غالب مرمت آن، منحصر به فرد بودن شی می باشد که حفاظت پیشگیرانه اثر مهمترین شیوه مرمتی ان می باشد. در برخورد با اشیای هنری- تاریخی، ارزش غالب مرمتی، به دو جنبه فوق یعنی ارزش تاریخی و ارزش هنری (زیبایی شناختی) بستگی دارد که با توجه به میزان منحصر به فردی آن، ارزش زیبایی شناختی در اولویت قرار می گیرد اما نباید ارزش تاریخی آن دست کم گرفته شود.

     نتیجه اینکه ابتدا بایست، تشخیص مناسبی روی شی صورت بگیرد تا ارزش مرمتی آن مشخص شود. پس از گذر از تشخیص، بر اساس قرارگیری شی در رتبه بندی ارزش های آن، شیوه مرمت اثر تعیین می شود که بدیهی می نماید ارزش یک جنبه از خصوصیات شی بر دیگر ارزش های آن برتری یابد که الزامی است بر اساس آن نحوه مرمت تعیین شود.

 منابع

1-     برندی، چزار، (1388) تئوری مرمت، پیروز حناچی. تهران: دانشگاه تهران

2-     میناس، سالوادور میونز. (1389) نگره نگاهداشت معاصر. فرهنگ مظفر، حمید فرهمند بروجنی، فاطمه مهدی زاده. اصفهان: گلدسته

           نویسنده: محسن یونسی بیدگلی

           تاریخ: 1390/12/9

 

 

+ نوشته شده توسط محسن یونسی بیدگلی در سه شنبه 16 اسفند1390 و ساعت 12 بعد از ظهر |