فقط کسانی که راژی گو (زبان دهی) هستند بخوانند:

فقط راژی زبان ها:

 در شهر آران و بیدگل چندین محله مثل محلات سلمقان، خانقاه و دربریگ در بیدگل و وشاد، سرگنگه، دهنو در آران دارای زبانی با ریشه پهلوی باستان می‌باشد که برای اکثر مردم شهر بخصوص نسل جدید بیگانه است. این زبان که در واقع گویش راژی است دارای تفاوت‌های بسیار ساختاری و آوایی با زبان فارسی و لهجه آرانی یا بیدگلی است بطوریکه درک و فهم آن نیز نیاز به زمان دارد.

در شهر ما افراد بسیاری معتقدند که این گویش فراموش شدنی است و از تحصیل کرده‌ها و فرهنگیون ما تا افراد معمولی نه تنها در زنده نگهداشتن آن تلاشی ندارند بلکه در نابودی و دگرگونی آن پافشاری ‌می‌کنند. یک ضرب المثل خیلی معروف هست که میگوید: «کلاغه رفت راه رفتن کبکا یاد بگیره راه رفتن خودشم یادش رفت»  که برای ما صادقه چون ما آران بیدگلی ها تا پمپ بنزین شهرمان و یا شاید کمی دورتر، تا پل راه‌آهن با لهجه و زبان خودمان حرف می‌زنیم و بعد از آن دیگر حتی خودمان هم نمی‌دانیم کجایی هستیم و جالبتر اینجاست که اگر یک بار جسارت بخرج داده و صدایمان را ضبط کنیم و بعد بشنویم متوجه می‌شویم که این گویش، نه فارسی است نه تهرانی و نه بیدگلی یا آرانی بلکه زبان ناکجاآبادی که با سرعت نور بطرفش پرتاپ می‌شویم.

 

بگذریم در اینجا ما با زبان خودمان صحبت خواهیم کرد.

qêdimo aga dagã vã sêvãd bêbe bãyad ašode maktab, rü maktab da ham xod ãb üham xormã, aga dars é nêdaxo nêsibed piyazo kêtak bü agêram daxü habi xoved rã әtêne bêde

قدیمُ اگَ دگا واسْواد بْبِِ باید اَشُدِ مکتب، رو مکتب دَ هم خدا بو هم خرما، اگَ درس نْدَخُ نصیبد پیاز و کْتک بو اَگْرَم دَخو هَبی خُوِدُ را اْتنِ بْدِ.

xat siyãqam bêda yán é nêze kê xüde vãnêvešte yãded daga xat siyãqam edzonã.

 خط سیاقَم بْدَ یَعنِ نْزِ کْ خوندِ وانْوشتِ یادِدْ دَگَ خط سیاقم اِدزُنا.

Ã, hãm qêdimo nê yedã zêbo deyi modar da, I xat siyaqiam modar kê albát habi fêrãmoš vãbêda vo kãrbêriyêša das da bêdãda

آ، هام قْدیمُ نْ یْدا زْبُ دْیی مُدَردَ، ای خَط سیاقَم مُدَر کْ اْلبَت هَبی فْرامُش وابْدَ وُ کاربْریْشَ دَسْدَ بْدادَ.

 

Pironiyo vo kãseboné vajary éqêdimidamda bamsenka komak bêgeren.

پیرینیُ وُ کاسِبنُ وَجری قْدیمیدمدَ بَمُسِنْک کُمک بْگرِن.

Hãm montêzêré kãménté šãm kêmimbü.

هام مُنتْظرْ کامنت شام کْمیمبو.

 با تشکر از دوست عزیز و رفیق شفیقم مهندس علی ادهمی بیدگلی

 


حرف خ، :x : حرف ش        -         š                 -   : حرف چč

ž: حرف ژ      -               حرف ق:q         -           ã: مصوت آ

: مصوت آ کشیده á                -               ê: سکون حرف ماقبل

é: مصوت کوتاه آخر کلمات نزدیک به مصوت « اِِ » با کمی سکون

ә: مصوت بین سکون و کسره  - ó: مصوت اُ کشیده به همراه سکون

ü: مصوت بلند « او» با خروج از بینی

 

معرفي بخش حفاظت و مرمت آثار فرهنگي و تاريخي موزه‌هاي آستان قدس رضوي

 آستان قدس رضوي داراي موزه‌هاي متعددي در سطح كشور است كه از آن جمله مي‌توان به: گنجينه قرآن؛ موزه ملي ملك؛ گنجينه فرش و منسوجات؛ گنجينه نجوم و ساعت؛ گنجينه سلاح؛ گنجينه تمبر؛ گنجينه سكه و مدال؛ گنجينه تاريخ مشهد؛ گنجينه نقاشي؛ گنجينه صدف و حلزون؛ گنجينه ظروف اشاره كرد.

اداره كل مرمت آثار تاريخي فرهنگي يكي از بخش‌هاي سازمان موزه‌هاي آستان قدس رضوي است كه بر حفاظت، نگهداري و مرمت آثار اين مجموعه‌ها نظارت دارد.

بر روي پايگاه اطلاع رساني اين سازمان بخشي با عنوان" اداره حفاظت و مرمت آثار فرهنگي" قرار دارد كه به معرفي طرح‌هاي مرمتي انجام شده توسط اين اداره مي‌پردازد. همچنين كارگاه‌ حفاظت و مرمت امور موزه‌ها از بخش ديگر اين پايگاه اطلاع رساني است.

براي كسب اطلاع بيشتر از طرح‌هاي مرمتي و همچنين آشنايي با اداره مرمت آثار فرهنگي موزه‌هاي آستان قدس رضوي به پايگاه اطلاع رساني به نشاني زير مراجعه كنيد

اداره مرمت آثار تاريخي فرهنگي موزه‌ هاي آستان قدس رضوي

آموخته ام

 

آموخته ام… با پول می شود: خانه خرید ولی آشیانه نه، رختخواب خرید ولی خواب نه، ساعت خرید ولی زمان نه، می توان مقام خرید ولی احترام نه، می توان کتاب خرید ولی دانش نه، دارو خرید ولی سلامتی نه، خانه خرید ولی زندگی نه،   می توان قلب خرید، ولی عشق را نه.

آموخته ام … تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی

آموخته ام …  مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است

آموخته ام …  هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت

آموخته ام … همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم

آموخته ام … مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم

آموخته ام … گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی

آموخته ام … راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است

آموخته ام …  زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هر چه به انتهایش نزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کند

آموخته ام …  پول شخصیت نمی خرد

آموخته ام …  تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند

آموخته ام …  خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم

آموخته ام …  چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد

آموخته ام …  این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان

آموخته ام …  وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد

آموخته ام …  هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم

آموخته ام …  زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم

آموخته ام …  فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد

آموخته ام …  لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد

چارلی چاپلین

پدر خوانده ای برای تاریخ

 

جلد كتاب

هرودوت، تاريخ‌نگار نامدار يوناني، پيرامون سال‌هاي 480 تا 490 پيش از ميلاد، در شهر «هاليكارناسوس» در جنوب غربي آناتولي به‌دنيا آمد و ميان سال‌هاي 425 تا 430 چشم از جهان فرو بست. نژاد او به «دوريسي‌ها»، يكي از آخرين تيره‌هايي كه بر سرزمين اصلي يونان دست يافتند، مي‌رسيد. او بعدها براي نگارش تاريخش دست به سفرهاي طولاني زد. 

به نظر مي‌رسد او نخستين جهانگرد غربي است كه خاورميانه امروزي را از نزديك ديد. تحقيقات هرودوت شامل تاريخ سرزمين‌هايي بود كه بدان‌ها سفر مي‌كرد، اما هدف اصلي‌اش روايت جنگ‌هايي بود كه از زمان تشكيل امپراتوري ايران تا زمان خشايارشا بين ايران و يونان واقع شده بود. 

كتاب هرودوت، كه به «تواريخ» مشهور است، منبعي مهم براي شناخت رويدادهاي روزگار باستان و به ويژه تاريخ مادها و هخامنشيان به‌شمار مي‌رود. اين اثر شامل 9 كتاب است كه هر كدام از آن كتاب‌ها به نام يكي از ارباب انواع يونان كهن ناميده شده است، اما همواره در درستي و حقيقت‌جويي تاريخ‌نگاري هرودوت گمانه‌هايي وجود دارد و بسياري از نويسندگان پيشين و پژوهندگان امروز، او را متهم به افسانه‌پردازي، زياده‌گويي و جانبداري در نگارش تاريخ مي‌كنند و مي‌نويسند كه آگاهي‌هاي او درباره بابل و آشور، رنگ افسانه‌اي دارد. 

به هر روي، هرودوت كتاب تاريخ خود را در عهد حكمراني «پريكلس»، سياستمدار و سخنران بزرگ يوناني (مرگ در 429 پ.م) در آتن به نگارش درآورد. او ساليان پايان زندگي را در يكي از مستعمره‌هاي تازه سازمان يافته پريكلس در جنوب ايتاليا سپري كرد و تا آخرين روزهاي حيات، سرگرم ويرايش و بازنويسي كتاب خود بود. «تاريخ هرودوت» را سرآغاز تاريخ‌نويسي در جهان غرب مي‌دانند. 

فرشيد ابراهيمي در كتاب تازه خود «پدر خوانده‌اي براي تاريخ» به نقد و بررسي آن بخش از تاريخ هرودوت مي‌پردازد كه درباره ايرانيان است. او پژوهش خود را فراخواني براي بازنگري تاريخ هخامنشيان «از آلايش‌هاي يكسونگرانه و پيرايش آن از بغض‌ها و كينه‌هايي» مي‌داند كه از كتاب هرودوت سرچشمه مي‌گيرد. اين اشاره و فراخوان از آن روست كه بسياري از محققان، روايت هرودوت درباره ايرانيان را آلوده به غرض‌ورزي و ناراستي مي‌دانند. 

گورستان عصر آهن تبريز1

شگفتی های گورستان عصر آهن2

(سایت موزه گورستان عصر آهن مسجد کبود تبریز

1. محوطه مسجد کبود: محدوده محوطه در شمال، شمال غرب و شمال شرق بنای مسجد کبود زیر چندین متر رسوبات واقع شده طول شرقی و غربی این محوطه تقریبا 276 مترو عرض شمالی جنوبی آن بطور متوسط 102 متر و دارای مساحتی حدود 3 هکتار می باشد.

2. پیشینه مطالعاتی باستان شناسی: طی خاکبرداریهای سال 1376 بوسیله شرکتهای ساختمانی آثاری از این محوطه بدست آمد و در شهریور ماه 1377 توسط آقای نصرت ا... معتمدی محوطه شناسی و آثار هزاره اول پ.م گزارش شده است و در سال 1379 عملیات حفاری عملا توسط آقای دکتر نوبری آغاز و طی 4 فصل کاوش تا 1382 ادامه یافت و گورستان مربوط به عصرآهن شناسایی شد.

3. آثار شناسایی شده شامل: نخاله های ساختمانی دوره معاصر، آثاری از دوره قاجاریه، صفویه، تیموری و ایلخانی در لایه های بالا بدست آمد.

4. آثار و اشیاء بدست آمده از قبور شامل: ظروف سفالی و اشیاء زینتی می باشد که همراه اسکلتها در داخل گورها بدست آمده است.

5. قدمت گورستان شناسایی شده مربرط به عصر آهن 2 می باشد.)

این عبارت، متن تابلویی ست که در محوطه فضای آزاد سایت موزه مقابل درب ورودی به عنوان شناسنامه مکان نصب شده است.

در واقع سایت موزه به موزه ای گفته می شود که به شکل طبیعی در محوطه کاوش های باستان شناسی برقرار شده و در آن آثار کشف شده بدون تغییر و دستچین شدن به نمایش در می آیند. از آنجا که تعداد چنین مجموعه هایی در سراسر جهان بسیار کمیاب است به همین دلیل کشف و راه اندازی سایت موزه مسجد کبود در تبریز که نخستین نوع از این موزه ها در ایران می باشد، از اهمیت بالایی در سطح جهان برخوردار بوده و بدلیل قدمت و حجم آثار کشف شده نمی توان برای این مجموعه ارزش مادی تعیین کرد اما همه این محوطه که باقی مانده از تمدن ماقبل تاریخ است دارای ارزشی جهانی است.

سایت موزه مسجد کبود با قدمتی 3 هزار و 500 ساله شامل گورستانیست مربوط به عصرآهن 2 ، حدود سالهای 800 تا 1200 پیش از میلاد که در ضلع شرقی این مسجد واقع شده است. از ابتدای کشف این گورستان طرح سایت موزه وجود داشته و با تاخیر در اردیبهشت ماه سال 86 سایت موزه عصر آهن تبریز جزء مجموعه مسجد کبود افتتاح شد.

در لایه 23  و 24 خاک بستر رودخانه ای را داریم که تمام قبرستان زیر رسوبات این رودخانه دفن شده بود. گروه کاوش تا لایه 25 پیشروی کرده و پس از لایه برداریهای سطحی از عمق 5/3متر به بعد بالاترین سطح قبرستان و اجساد مدفون در آن را کشف کرده اند. سطح فعلی گورستان در عمق تقریبی 10 متر پائینتر از سطح خیابان امام قرار دارد و آخرین لایه قبرهای موجد در آن میباشد. قبر دو نفره ای که سال 78 از این مجموعه در عمق 8 متری پائین تر از سطح مسجد در محوطه مسجد کبود پیدا شده، چون استثناٌ شامل دو جسد بوده به موزه آذربایجان منتقل شده است. در تمامی قسمتهای حفاری شده بلافاصله پس از برداشت لایه سطحی، سفالهای مربوط به دوره های قاجار، صفوی، تیموری، ایلخانی و سلجوقی به صورت بسیار در هم ریخته به دست آمده است، علت این به هم ریختگی را، که سبب مشخص نشدن قطعی لایه های دوره اسلامی شده، می توان حفر چاههای فاضلاب و وقوع زلزله های متعدد دانست. شهر تبریز در طول تاریخ، چندین بار با زلزله های سهمگین تخریب شده، ولی مردم این شهر دوباره آن را بنا کرده اند ، به همین دلیل می توان آثار مختلفی از دوران باستان و هخامنشیان تا دوره های بعد را در لایه های این خاک یافت. اما به دلیل پراکندگی آثار، نمی توان دوره های دقیق تاریخی آنها را مشخص کرد.

بنا به گفته هایی  این مکان حالت تپه مانند داشته و این امر باعث شده سطح گورها با هم متفاوت بوده و اجساد در یک سطح و عمق ثابت دفن نشوند. گروه کاوش برای رسیدن به پایین ترین لایه، قبور لایه های بالاتر را جمع کرده تا پس از مرمت و تهیه شناسنامه معرفی، در محفظه هایی به شکل تابوت شیشه ای به نمایش درآیند.

تدفین اجساد این قبرستان با استثنای اجسادی که تدفین ثانویه داشتند به شکل جنینی بوده است. جهت تدفین شرقی-غربی و صورت اجساد همواره به سمت شمال است. به دلیل اعتقاد دینی این قوم (مهر پرستی) اجسادی که قبل از ظهر دفن می شدند به سمت شرق و اجسادی که بعد از ظهر دفن می شدند به سمت غرب بوده اند. اما بدون توجه به جهت دفن همواره صورت جسد به سمت شمال قرار می گرفته است. همچنین به دلیل اعتقاد به جهان پس از مرگ و زنده شدن مردگان، کنار اجساد وسایل و ابزاری را دفن می کردند. از جمله سفالهایی که داخل آنها مواد غذایی و آشامیدنی پر می کردند. داخل قبور زنان اشیاء زینتی از جمله گردنبند، انگشتر و دستبند مفرغی و داخل قبور مردان نیز ابزار جنگی چون سرنیزه مفرغی، خنجر و درفش می نهادند. از سویی نیز تعداد و نوع اشیاء موجود در داخل قبور، شیوه ساخت و سادگی آنها خود نشان از تفاوت طبقاتی میان مردم مدفون در این قبرستان می باشد. برای شناخت فرهنگ مردمی که در این گورستان مدفونند مطالعاتی انجام نگرفته ولی از نظر شکل و شیوه ساخت سفالها شبیه به تپه حسنلو و از نظر ساخت زیور آلات و اشیاء تزئینی شباهتهایی با آثار یانیق تپه حوالی آذربایجان دارند که از این شباهتها تبادلات فرهنگی این قوم آشکار است.

اکثر اجساد دفن شده در این گورستان در سنین جوانی بوده اند، حتی جسد نوزاد و جنین هم در میانشان یافت میشود.

مسئله قابل توجه در این قبرستان تدفین ثانویه تعدادی از این اجساد است که نشان دهنده اهمیت و قداست این قبرستان در قرون گذشته میباشد. مردم کوچ نشین قبیله اجساد خانواده خود را که در محل دیگری فوت کرده بودند به اینجا منتقل و در این محل که از اهمیت و قداست خاصی برخوردار بوده دفن می کرده اند. چون مسیری شاید طولانی برای تدفین طی  می شده، دقت در سالم نگهداشتن جسد به حالت تدفین انجام نگرفته و بعضی از اجساد به حالت متلاشی و یا حتی ناقص دفن می شده اند.


 یکی از دستبند های برنزی کشف شده در این سایت تحویل من داده شده است تا برای دید عموم در موزه مرمت نماییم و امیدوارم در این کار موفق باشم.

عکس در ادامه مطلب

 

ادامه نوشته

گور خمره های ایران


Pithos Burials in Iran

این نام کتابی است از آقای احمد چایچی امیر خیز و به بررسی جنبه های آیینی تدفین های خمره ای در دوران پیش از تاریخ می پردازد.

کتابی است جذاب  برای افرادی هم که مطالعات  باستان شناسی ندارند مفید می باشد و می توانند اطلاعات خوبی از این دوران بدست بیاورند.

سر فصل های این کتاب شامل:

۱- جنبه های آیینی تدفین های خمره ای

۲- نگاهی به تدفین های خمره ای دوران پیش تاریخ

۳- نگاهی به تدفین های خمره ای دوران تاریخی

۴- ظروف تدفین- استخوان دان و خاکستر دان

کتاب خوبی است برای علاقه مندان به دوران پیش از تاریخ و نیز به کسانی که علاقه زیادی به جنبه های آیینی دوران باستان دارند.

رفرنس کتاب: گور خمره های ایران/ احمد چایچی امیر خیز- تهران: سمیرا- ۱۳۸۴

هندسه ایرانی

به محیط اطراف خود نگاه کنیم میتوانیم قاعده نظم وار ریاضی و هندسه را تماشا کنیم. جهان بر پایه نظم هندسی است تا بتواند زیبایی های خود را بروز دهد.  هندسه ایرانی قاعده منظم فضایی است که جز زیبایی هیچ ندارد!

هندسه روح فضایی نظم واری به انسان می دهد که بیننده را مبهوت خود می کند. آنچنان وصف انگیز است که روح را سرشار از لطافت می کند. خطها و منحنی ها آنچنان با نظمی دقیق از پس هم عبور می کنند که شکل های زیبا می آفرینند: زهره، هشت، ترنج، چهار سلی، چلیپا، شمسه، پیلی، ستاره، فرفره، گره، سرمه دان، هشت، شش، گیوه، طبل و ... هزاران نقش دیگر که در هر منطقه ای از ایران نام های بخصوص خود را دارد.

زهره به زیبایی وصف ناپذیر در کنار شمسه خود نمایی می کند و سرمه دان در امتداد چلیپا مغرور وار ایستاده و ترنج همگان را به دیدن زیبایی خود دعوت می کند. شکل ها و نقش ها در کنار هم قرار می گیرند و طرح های زیبا بوجود می آورند: چلیپا و سرمه دان، هشت و پیلی، هشت و پیلی دورانی، لوز و مربع، فرفره ترنج دار، انواع گره چینی، شش و گیوه- هشت و طبل- هشت و ژیلی ترنج دار و ...

هر چه نگاه می کنی سیر نمی شوی و به پایان نمی رسی.... زیبایی این طرح ها چشم را نوازش می دهد و جان را تازه می کند گویی وارد جهانی دگر شده ای...

مساجد، تکیه گاه ها، برج ها، خانه ها، پنجره ها، درب ها، دیوار ها ، گلدسته ها، گنبد ها و .... تکیه گاه این نقوش هندسی ایرانی هستند که چه خوب با محیط خود خو گرفته اند و فرهنگ غنی ایرانی را به جهانیان تقدیم می کنند. به هر امامزاده ای که می رویم در اولین نگاه گلدسته و یا گنبد منقش به هندسه ایرانی تو را جلب می کند و این هندسه است که روح معنوی به تو می دهد روحی سرشار از زیبایی و لطافت که در ورای این طرح ها نهفته است.

و چه زیبا و دلنشین است یادگیری این زیبایی و نقش کردن آن... ساعت ها خلوت می کنی و به رسم این نقش ها طبق قاعده ریاضی می پردازی و به این نکته پی می بی که استادکاران قدیم ما چه عالمانی بودند که در عین بی سوادی ظاهر، باطنی معنوی و روحانی و با علمی داشته اند که الان مدرک و گواه با سودی خود را به رخ ما می کشند و چه انسان های افتاده ای بودند کهبا خرد خود روح زیبایی را برای ما معنا کردند...

ادامه نوشته