۱ - نوع و جنس و مقدار مواد اولیه ( به طور مثال یک شی زرین یا نقره ای یا ابریشمی دارای ارزشی بیشتر از شی مشابه و با موادی مانند آهن، مفرغ یا پشم می باشد).
۲ - زمان ساخت یا وقتی که از شروع تا اتمام یک اثر صرف می شود در ارزش آن مد نظر خواهد بود.
۳ - تجربه ، مهارت و استادی سازنده.
۴ - نایابی و کم یابی تکنیک و فنون بکار رفته در ساخت اثر.
۵ - فرم و هندسه فضایی اثر.
۶ - نقوش، طرح ها و تزئینات بکار رفته که خود شامل سه بخش می شود.
الف –  نوع طرح ونقش واصالت فرهنگی و تاریخی آن
ب-  تکنیک و مهارت استفاده از نقوش وتزئینات
ج –  میزان هماهنگی و ارتباط نقش و فرم
۷-  داشتن امضاء یا خط اثر و آن به این معنی است که از روی ویژگی خاص یک اثر و شخصیت آن شی بتوان به نام سازنده اش  پی برد. مثال بهتر این است دو میناتور کاملا مشابه یکی توسط  فردی ناشناس ترسیم شد ه و دومی به طور مثال توسط رضا عباسی و یا بهزاد.
۸-  داشتن ویژگی های بارز فرهنگی هنری بومی یا منطقه ای و ملی.
۹-  در نهایت دو یا چند عملکردی بودن که می تواند بر نحوه و میزان  ارزش گذاری شی دستی اثر بگذارد. به طور  مثال یک قالی یا گلیم زیبا علاوه بر  عملکرد زیر انداز دارای عملکرد زیبایی نیز هست و در عین حال دارای ارزش اقتصادی فعال و غیر ثابت نیز می باشد و …
به هر صورت از دیدگاه باستان شناسی و مبادی علمی ، یک کاوشگر و  کارشناس کاوش و یا یک مرمتگر ، دست به مطالعه و بررسی اسناد  و مدارک مختلف تاریخی و فرهنگی می زند تا قادر به شناسایی و تعیین محل دقیق دفن آثار، اشیاء و ابنیه گردد. این عمل، تنها با تسلط به تاریخ جغرافیای قومی وتاریخی، ویژگی های اجتماعی و فرهنگی اقوام وهمینطور  شناسایی آثار موجود ومعاصر برای پیگیری و ره یابی سابقه و پیشینه تاریخی آن است  که محقق را قادر به اکتشاف  و مطالعه علمی خواهد نمود .اما علاوه بر آن برای تعیین دقیق قدمت و تاریخچه آثار بعد از اکتشاف باید به دنبال کشف حقایق و مجهولات فرهنگی نیز بود.