به این می گویند احترام...

مناره و آب انبار مسجد جامع عتیق نوش آباد

اصالت...

تاریخ...

زیبایی شناسی...

طرح...

ارزش...

خودباوری...

مفهوم...

بینش...

درک...

و در نهایت: احترام.... احترام... احترام...

اولین بیدگلی که به اروپا رفت

     میرزا ابوتراب خان طباطبایی بیدگلی در سال 1229 شمسی در بیدگل به دنیا آمدند. ایشان سال ها در دربار مظفرالدین شاه خدمت نموده که شغلشان منشی حضور و خازن جیب و لقبشان، بنان الممالک و خیلی محرم به ولیهد (محمد علی شاه) بوده است. در سال 1317 قمری ملقب به بنان السلطنه شده و در سلطنت محمد علی شاه ملقب به مختار الدوله گردید. پس از خلع محمد علی شاه و تبعیدش به اروپا تا سال فوت شاه مخلوع به همراه او بوده و پس از فوتش به ایران بازگشت و در سال 1311 شمسی در سن 82 سالگی در گذشت (شرح حال رجال ایران 1378ص 442).

     پس ایشان اولین بیدگلی می شوند که به اروپا سفر می کنند. یخچال مختص آباد بیدگل به همت ایشان بنا نهاده شد. خاندان طباطبایی بیدگلی، خانواده ای هنرمند بوده اند. میرزا عبدالباقی از خوشنویسان و سید هبه الله طباطبایی از نقاشان به نام بیدگل، در دوره قاجاری می باشند. نقاشی ها و کتیبه های سقف امامزاده هاشم به تاریخ 1311 هـ.ق، اثر سید هبه الله طباطبایی می باشد.

ردیف اول ایستاده از  چپ به راست: خان باباخان صاحب جمع- میرزا ابوتراب خان مختار الدوله- ابوالفتح خان نیکجو مترجم السلطنه

ردیف دوم از چپ به راست: سلطان مجید میرزا- محمد علی شاه قاجار- سلطان محمود میرزا

نشسته: خدیجه خانم معروف به پرنس همسر فتح الله میرزا شعاع السلطنه 

ورود تبریزی‌ها به میدان مرمت آثار تاریخی


نخستین دانشجوی دانشگاه هنر اسلامی تبریز در رشته مرمت آثار تاریخی در مقطع کارشناسی، از پایان‌نامه خود دفاع خواهد نمود. «علی اصغر خدابنده‌لو» پایان‌نامه خود با عنوان «حفظ و مرمت یک نمونه زیارت نامه کاغذی با تکیه گاه چوبی متعلق به کتابخانه مرکزی تبریز» را در ساعت 11:30 روز هشتم تیرماه 1391 
 در تالار الغدیر این دانشگاه ارائه خواهد نمود و این آغازی خواهد بود بر ورود دانش‌آموختگان رشته مرمت از این دانشگاه به میدان مرمت آثار تاریخی که به شدت نیازمند دستان مرمت‌گر هستند. استادان راهنمای این پایان نامه آقایان علی نعمتی عضو هیات علمی دانشگاه هنر اسلامی تبریز و محسن  محمدی مدرس گروه مرمت همان دانشگاه هستند. گفتنی است:  دانشگاه هنر اسلامی تبریز، 4 سال پیش رشته در مقطع کارشناسی مرمت به پذیرش دانشجو می پردازد. در حال حاضر بجز دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تنها  دانشگاه هنر اصفهان و دانشگاه زابل در مقطع کارشناسی رشته مرمت آثار تاریخی و فرهنگی دانشجو می‌پذیرند. دانشگاه هنر اسلامی تبریز در دو رشته دکترای, رشته‌های معماری اسلامی، شهرسازی اسلامی، یازده رشته کارشناسی ارشد، رشته های معماری، معماری اسلامی، تکنولوژی معماری، طراحی شهری، طراحی صنعتی، پژوهش هنر، هنر اسلامی گرایش نگارگری، هنر اسلامی گرایش هنر و صنایع چوبی، هنر اسلامی گرایش سفال، هنر اسلامی گرایش هنر و صنایع فلزی و یازده رشته کارشناسی، رشته‌های معماری و شهرسازی، طراحی صنعتی، هنر اسلامی گرایش شیشه، هنر اسلامی گرایش سفال، هنر اسلامی گرایش فلز  هنر اسلامی گرایش نگار گری، فرش، صنایع دستی، چندرسانه ای و مرمت آثار تاریخی و یک رشته کاردانی، رشته فرش در شهرستان هریس در حال تربیت دانشجو می‌باشد.

بدون شرح...






عدم درک و آگاهی نسبت به میراقپث فرهنگی

 امامزاده محمد بن زيد نوش آباد از نوادگان امام حسن مجتبي (ع) است.  از جمله آثار تاريخي دوره صفويی شهرستان آران و بیدگل است كه در سال 1382به شماره 9015 در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است.  گنبد این امامزاده كه تنها اثر به جاي مانده از دوره صفويه در شهر تاريخي نوش آباد است، توسط فرد و يا افرادي ناشناس در تاريكي شب تخريب شده است.

انجمن میراث فرهنگی نوش آباد زحمات زیادی برای میراث گرانبهای شهر انجام داده اند و بر کسی پوشیده نیست. اما کاش به جای تخریب کامل کاشی های این گنبد و جایگزین نمودن آن با کاشی های جدید، اقدام به حفظ و نگاهداشت آن می کردند تا آینده گان نیز در این اثر سهمی داشتند.

کاغذ دیواری خانه عامری های کاشان

 تزئین و زیبایی اتاق اصلی خانه (شاهنشین- پذیرایی) همیشه یکی از دغدغه های صاحبان خانه می باشد و هر چند که متحمل هزینه های زیادی می شود اما امری ضروری تلقی می شود. ایرانیان همواره و در همه اعصار برای مهمان اهمیت بسزایی قائل بوده و هستند و بهترین و زیباترین فضای خانه را برای پذیرایی از مهمان در نظر می گیرند. برای بوجود آوردن این امر زیبایی از همه امکانات موجود در اطراف خود استفاده می کنند مانند: سنگ، چوب، شیشه، فلز و حتی کاغذ!

     در مورد بسیاری از مسایل دکوراسیون راه حل قطعی، پوشش دیواری مناسب است. اگر دیوارها آسیب دیده اند و باید آثار آسیب را مخفی کرد، یا اینکه بخواهیم اتاق کسالت باری به چشم جالب بیاید لازم است، کانون تمرکزی طراحی شده، به اتاق اضافه شود، و نیز اگر لازم باشد خطوط و بافتهای خشن یا نامتعارف عناصر معماری اتاق را نرم و ملایم و عادی جلوه داده شود، راه چاره همه اینها و مشکلاتی از این دست در پوشش دیوار نهفته است که با استفاده از یک کاغذ دیواری زیبا حسی جدید و مقاومتی بالا را به دیوارهای خانه می بخشد.

     با توجه به آسیب پذیری زیاد الیاف سلولزی در مقایسه با دیگر مصالح آثار کمی از گذشته باقی مانده است و یافته های اخیر مربوط به سده های اخیر می باشد. ابتکار و صنعت کاغذ دیواری را باید به اروپاییان نسبت داد زیرا آنها بودند که با پیشرفت صنعت چاپ در دوره انقلاب صنعتی، توانستند این تزیین را گسترش داده  و آن را به دیگر نقاط جهان صادر کنند.

با ورود این محصول تجملی و تزئینی به ایران، کاخ ها و خانه های اعیان، اولین مکان هایی بودند که پذیرای این کالا شدند. در خانه های عامری های کاشان، وثیق انصاری و چرمی (در نزدیکی خانه وثیق و هم دوره با این خانه) در اصفهان، خانه سرتیپ سدهی در شهرستان خمینی شهر (1315 ه.ق)- (در دو خانه یاد شده ی چرمی و سرتیپ سدهی نمونه هایی از پارچه دیواری در تزئین سقف ها استفاده شده است)، ، کاخ مسعودیه تهران (1290-1295 ه.ق) و باغچه جوق ماکو (1313-1324 ه.ق) اشاره نمود.

هفت امام زاده بیدگل

بشقاب داخل سقف، از جمله تزیینات معماری است که منحصر به شهرستان های آران و بیدگل و کاشان می باشد. نمونه این تزییینات در شهرهای دیگر وجود ندارد و کاملا بومی است.  

مقدمه ای بر مرمت یک شیء تاریخی و مراحل آن

یک شیء تاریخی، سند و یادمانی است از گذشته که دارای ارزش ها و اصالت هایی است که درون خود نهفته است. مهم ترین وظیفه مرمتگر آثار، بازیابی قابلیت های نهفته اثر و حفظ ارزش ها و اصالت آن می باشد. نگاه صحیح و به همراه آن درک درست از شیء مناسب ترین راهکار را در امر حفاظت و مرمت آن به همراه دارد. یک مرمتگر در برخورد با یک شیء بایست آن توانایی و دانش را در خود ببیند تا امر خطیر حفاظت و مرمت آن را بپذیرد، در غیر این صورت بزرگترین خیانت کار، خواهد بود. پس از قبول این مسئولیت توسط مرمتگر، در برخورد اول با شیء تاریخی، بایست دید و نگاه خود را با بقیه گروه هایی که می توانند به شیء دسترسی داشته باشند، متفاوت نمود. نگاه یک باستان شناس یا یک موزه دار بسیار متفاوت خواهد بود به نگاهی که ما مرمتگران آثار در برخورد با یک شیء تاریخی داریم. دقت در جزئیات در امر فن شناسی و نیز آسسیب شناسی اثر، بر عهده حفاظتگران و مرمتگران می باشد که بسیاری از راهکاری های حفاظتی را مشخص می کند.

گام اول در امر حفاظت و مرمت یک شیء تاریخی، مستندنگاری آن می باشد. به درستی مستندنگاری چیست؟ ثبت وضع فعلی اثر و ثبت مشخصات شیء به طور دقیق، یعنی آنچه که هست را اندازه گرفتن و یاداشت نمودن. مستندنگاری هم توصیفی و هم مقیاسی و اندازه گیری است. توصیف می بایست از تمام جنبه های شیء صورت گیرد، یعنی خوب دیدن و خوب ثبت کردن در جهت شناخت و درک صحیح از اثر.

گام دوم، فن شناسی اثر می باشد.  فن شناسی شامل: شناسایی لایه بندی اثر، نحوه ساخت شیء،  شناسایی مواد و مصالح به کار رفته، شناسایی و ردیابی مرمت های قبل، شناسایی تزئینات به کار فته رب روی شیء (رنگدانه ها، بست) و ... می باشد. تکنیک های ساخت به کار رفته بر روی شیء در گذشته، به خاطر در دسترس نبودن منابع مستند کافی و همچنین عدم دسترسی به استادکاران قدیمی تا حدود زیادی در پرده ابهام قرار دارد، اما امروزه با پیشرفت علوم و استفاده از روش های گوناگون تا حدی می توان در کنار زدن این پرده ابهام ما را یاری رساند.

مطالعات تاریخی تطبیقی اثر و مقایسه نمودن آن با دیگر آثار در دوره های قبل و هم عصر خود، راهی است در جهت شناخت بهتر از شیء، به نحوی که بسیاری از مجهولات ذهن مرمتگر را بر طرف می نماید.

گام سوم، آسیب شناسی و آسیب نگاری است. شناخت آسیب شیء، دانشی را می طلبد که مستلزم شناخت عوامل آسیب رسان بر شیء و محیط قرارگیری اثر می باشد. شناخت آسیب ها، تقسیم بندی آن و ثبت دقیق آن، نوید یک مرمت خوب را می دهد که استفاده نمودن از ابزارها، نرم افزارها و توانمندی های روز دنیا، در این امر می تواند بسیار مفید باشد.

گام چهارم، اقدامات مرمتی است. این مرحله پس از شناخت کامل از اثر و درک صحیح از آسیب و فن شناسی شیء، صورت می گیرد و شامل اقداماتی نظیر: پاکسازی، وصالی، بتونه کاری، بازسازی کمبودها و تثبیت شیء، است. این مرحله دانش وسیعی از مواد (مخصوصاً شیمیایی) مورد استفاده برای مرمت و نحوه مصرف آن با توجه به مبانی نظری مرمت و مقدار و میزان دخل و تصرف در شیء را می طلبد.

رعایت مباحث مبانی نظری مرمت و ابتکار و خلاقیت توسط مرمتگر، او را از دیگران متمایز می نماید. این وجه تمایز است که مرمت اصولی و غیر اصولی را مشخص می نماید که جز مرمتگران آثار تاریخی، نمی تواند از این مرحله سربلند بیرون آید.

گام آخر، پیشنهاد و ارائه نظر در شیوه نگهداری اثر می باشد. محل قرارگیری شیء بعد از مرمت امری مهم در حفاظت پیشگیرانه ان می باشد که رعایت درست آن گامی در جهت حفظ قابلیت ها و ارزش های اثر و انتقال آن به نسل آینده، است. مشخص نمودن میزان دما، رطوبت و نور متعادل برای اثر، بر عهده حفاظتگران می باشد که دانش آن امری الزامی است.


ارزش های یک شی تاریخی و هنری چیست؟ و ارزش های غالب در مرمت یک اثر چگونه تعیین می شود؟


 در ابتدا به این سوالات بر می خوریم که، شی تاریخی و شی هنری چیست؟ و اینکه اصلاً مرمت چیست؟ شی تاریخی معمولا به شیئی اطلاق می شود که برای مورخ مفید است، شیئی که به توسعه دانشِ تاریخی کمک می کند یا یک مدرک تاریخی است. (ویناس، 1389، 43)  شی هنری، شیئی است که محصول خاص فعالیت انسانی است. (برندی، 1388، 37) و از یک فکر خلاق، بوجود آمده است که وضعیت زیبایی شناسی خود را حفظ نموده است. در اینجا سه موضوع پدیدار می شود. 1- یک شی می تواند فقط تاریخی باشد و ارزش هنری نداشته باشد. 2-  یک شی تنها ارزش هنری دارد و جنبه تاریخی ندارد. 3- شی هر دو جنبه یعنی ارزش تاریخی و ارزش هنری را دارا باشد. بررسی این سه موضوع و مشخص نمودن آن، می تواند شیوه مرمتی یک شی را مشخص می کند.

     «مرمت، عبارت است از لحظه روش مندی که اثر هنری در آن لحظه، در وجود فیزیکی خود و در طبیعت زیبایی شناختی و تاریخی اش، از نظر انتقال آن به آینده مورد تشخیص قرار می گیرد.» (برندی، 1388، 39) با توجه به این تعریف، دو ارزش مهم برای یک شی قابل مرمتی بیان می شود و آن ارزش زیبایی شناختی و ارزش تاریخی، اثر هنری است.

     اشیای تاریخی، حامل بار اطلاعاتی بسیاری هستند که برای افراد معمولی جامعه، ارزشمند نیستند اما برای یک باستان شناس و یا مورخ تاریخ، بسیار حائز اهمیت می باشد. یک استخوان تاریخی، یک تکه پارچه پوسیده شده از هزاران سال پیش و یا در مورد بنا، یک تپه باستانی، جنبه زیایی و هنری خاصی ندارند بلکه دارای یک قدمت تاریخی می باشند که می توان با استفاده از علم روز، و بکارگیری دانش، اطلاعات بسیاری از دوران تاریخی را بیرون کشیده و دانش تاریخی بشر را افزایش داد. ارزش غالب این شی تنها به تاریخی بودن آن بستگی دارد یعنی ارزش هنری آن در طول زمان کاسته شده است و ناپدید شده است و اثر به بازمانده قلیلی از ماده اولیه که آن را می ساخت، نقصان پیدا کرده است. (برندی، 1388، 61) در اینگونه اشیاء، مرمت دخالت می نماید و نحوه آن به حفاظت آن چیزی که هست، محدود می شود.

     اشیای هنری که تاریخی نیستند، از دوران معاصر می باشند و مرمت در مورد آن صادق نیست. «مرمت عملی خلاقانه و سنتزی که تصویر اولیه را تضعیف می کند و آن را در تصویر جدید جا می اندازد.» (برندی، 1388، 59) در مورد آثار معاصر، گرد و غبار زمان را روی اثر نداریم و بنابراین نمیتوانیم آن را در حیطه مرمت قرار دهیم. البته هستند آثاری که به دلیل منحصربه فرد بودن در حیطه آثار فرهنگی قرار می گیرند و نیز با یک روند فرسایشی نیز طرف هستند. در اینگونه آثار مرمت یک استثنا به شمار می رود.

     «هنر یک نام است، اما معمولا از آن به صفت، برداشت می شود، چون خود به خود یاد آور نوعی قضاوت ارزشی است. برای مثال یک نقاشی بد به هیچگاه هنر دانسته نمی شود اما یک حرکت زیبای بستکبال، شکلی از هنر است.» (ویناس، 1389، 39) با توجه به این، مسئله تشخیص آثار هنری و تاریخی و اینکه چه شیئی را بپذیریم که قابلیت مرمت را داشته باشد، در مرمت آثار، بسیار حائز اهمیت می باشد. حال اگر یک شی از مرحله تشخیص عبور نماید و وارد حیطه مرمت شود، به علت دارا بودن ارزش هایی است که در درون خود نهفته است. هدف مرمت باید، تثبیت یگانگی بالقوه اثر هنری باشد. (برندی، 1388، 41) ماده اثر هنری باید الزاماً در اولویت قرار گیرد، چراکه نماینده مکان واقعی ست که اثر در آن تجسم می یابد و انتقال اثر به آینده را امکان پذیر می کند. (برندی، 1388، 39) حال این مطرح می شود که، ارزش زیبایی شناسی شی، در روند مرمت چه نقشی دارد؟ «اهمیت زیبایی شناختی همیشه اولویت پیدا می کند، چراکه منحصر به فرد بودن اثر هنری در مقایسه بادیگر محصولات انسانی، به وجود مادی یا خصلت دوگانه ی آن بستگی ندارد، بلکه به خصلت هنری آن بستگی دارد.» (برندی، 1388، 40)

     پس در برخورد با یک شی هنری ما به سه موضوع بر خورد کردیم: شی تاریخی، شی هنری معاصر و شی هنری تاریخی. ارزش غالب در مرمت یک شی تاریخی، سندیت تاریخی آن می باشد که حفاظت وضع موجود و حفاظت پیشگیرانه آن الزامی است. در  اشیای هنری معاصر، ارزش غالب مرمت آن، منحصر به فرد بودن شی می باشد که حفاظت پیشگیرانه اثر مهمترین شیوه مرمتی ان می باشد. در برخورد با اشیای هنری- تاریخی، ارزش غالب مرمتی، به دو جنبه فوق یعنی ارزش تاریخی و ارزش هنری (زیبایی شناختی) بستگی دارد که با توجه به میزان منحصر به فردی آن، ارزش زیبایی شناختی در اولویت قرار می گیرد اما نباید ارزش تاریخی آن دست کم گرفته شود.

     نتیجه اینکه ابتدا بایست، تشخیص مناسبی روی شی صورت بگیرد تا ارزش مرمتی آن مشخص شود. پس از گذر از تشخیص، بر اساس قرارگیری شی در رتبه بندی ارزش های آن، شیوه مرمت اثر تعیین می شود که بدیهی می نماید ارزش یک جنبه از خصوصیات شی بر دیگر ارزش های آن برتری یابد که الزامی است بر اساس آن نحوه مرمت تعیین شود.

 منابع

1-     برندی، چزار، (1388) تئوری مرمت، پیروز حناچی. تهران: دانشگاه تهران

2-     میناس، سالوادور میونز. (1389) نگره نگاهداشت معاصر. فرهنگ مظفر، حمید فرهمند بروجنی، فاطمه مهدی زاده. اصفهان: گلدسته

           نویسنده: محسن یونسی بیدگلی

           تاریخ: 1390/12/9

 

 

محراب مسجد علی نوش آباد

این محراب زیبای شاهکار گچبری قرن ششم هجری می باشد. و دارای کتیبه هایی از خط کوفی و ثلث می باشد.

نمونه مشابه این محراب را می توان در محراب مسجد جامع ساوه، مسجد جامع اردستان و نیز در یزد، پیدا نمود. سبک و نوع ساخت این محراب با توجه به کتبیه حدیث عروه عشره که از احادیث اهل سنت می باشد، آن را از محراب های مسجد جامع نطنز و نیز مسجد میان ده قمصر متمایز می نماید و ثابت می نماید که از دوره قبل تر از آن می باشد.

به امید خدا، طرح حفاظت و مرمتی این محراب زیبا، در تابستان سال آینده از سوی میراث فرهنگی شهرستان آران و بیدگل زیر نظر بنده اجرا خواهد شد.

سابقة تاریخی منبت كاری

واژة «منبت» به معنای كنده كاری روی چوب است، كه سابقه ای دیرینه دارد. شاید بتوان آغاز تاریخ منبت كاری را زمانی دانست كه انسان نخستین با ابزاری برنده، چوبی را تراشیده است. منبت كاری روی چوب از قدیم در ایران مرسوم بوده است.

در كشور ما آثاری از منبت كاری های نسبتاً قدیمی به جای مانده كه بر روی درب مقبره های ائمه اطهار (ع) و نیز منبرها انجام شده است. دلیل سالم ماندن این آثار، هم احترام مذهبی مردم به این اماكن و هم بیدزدایی آنهاست. پاره ای از این آثار 900 تا 1000 سال قدمت دارند.

مواد و مصالح منبت كاری

مهمترین ماده ای كه روی آن منبت كاری می كنند چوب است. این چوب باید محكم و بدون گره باشد. برای این منظور از چوب‌های آبنوس، فوفل، بقم، شمشاد، عناب ... و گردو استفاده می كنند. البته آبنوس و بقم چون هم محكمتر و هم چربتر هستند دوام بیشتری دارند؛ اما در ایران به خاطر فراوانی چوب گردو اكثراً از این چوب استفاده می شود. از دیگر مصالح منبت كاری می توان از «عاج» «صدف» و «استخوان» نام برد.

اکثر اثر های استاد صفر علی نجار بیدگلی ابا تکنیک منبت اجرا شده است که فن شناسی و شناخت آن راهی در جهت حفظ و نگاهداشت اثر می باشد.

صفر علی نجار بیدگلی

گچکاری خانه عامری ها

پروژه تثبیت و استحکام بخشی تزئینات گچبری خانه عامری های کاشان شروع شد.

این پروژه زیر نظر شرکت سرمایه گذاری عظام و با هدف حفظ و نگهداری این مجموعه در قالب طرح هتل سنتی خانه عامری ها صورت می پذیرد.

از خدای منان سپاسگذارم که ساماندهی و اجرای عملیاتی این پروژه عظیم با نظارت بنده و نیز با همکاری استادکاران گچکار با نظارت استاد گچکار آقای موتیفی انجام می گیرد.


زیارتنامه

واقعيت اين است؛ ياد و زيارت پاكان و معصومان، آدمي را در مسير پاكي و عصمت قرار مي دهد.و انسان را بيش از بيش به خدا نزديك مي كند.چنان كه در قرآن مي خوانيم:«في بيوت اذن الله ان ترفع و يذكر فيها اسمه...»(سوره نور،آيه 36) هم چنين متعلقات اولياي الهي داراي تقدس مي شود و منشاء اثر مي باشد. چنان كه پيراهن حضرت يوسف(ع) پدر را بينا كرد.(رك سوره يوسف،آيه 96) از اين رو زيارت اوليا و تبرك جستن به آنها داراي اثر خواهد بود. هم چنين بر اساس آيه شريفه «هل جزاء الاحسان الا احسان..»(الرحمن، آيه60) خواندن نماز و قرآن و هديه ثواب آن به آن امام، به حتم دعاي آن امام را در حق ما به دنبال خواهد داشت.

زيارت؛ يعني به حضور كسي رفتن و او را ملاقات نمودن. زيارت پيشوايان و بزرگان دين نيز به همين معناست. ازاين رو زيارت به محض رفتن به حرم ائمه عليهم السلام و يا بزرگان ديگر و سلام بر آنان تحقق مي يابد. بقيه كارها از جمله آداب است كه برخي از آنها ماثور؛ يعني از خود اهل بيت عليهم السلام دستوراتي در مورد آن وارد شده است؛ مانند ((زيارت امين الله)) ((عاشورا)) و... و برخي توسط عالمان تنظيم گرديده است؛ مانند زيارت نامه هاي امامزادگان. به هر حال اصل زيارت با رفتن به حضور تحقق مي يابد و بقيه از آداب است. پس هدف زيارت برقراري ارتباط با معصومين و اولياء الله است و در اين جهت بايد تلاش نمود

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
این  عکس ها از 2 زیارتنامه از 2 امام زاده از بیدگل هست که به شیوه خوشنویسی روی پارچه بر روی تکیه گاه چوبی است. هر دو قدمت قاجاری دارند و بسیار آسیب دیده اند. وارد بحث تخصصی آسیب و فن این اثرها نمی شوم. این دو اثر از دو خوشنویس معروف زمان قاجار نوشته شده اند. یکی به قلم میرزا عبد الباقی طباطبایی است و دیگری به دست توانای محمود مشیر الدوله که دست نوشته و زیارتنامه های بسیاری از جمله در تبریز داشته است. ایشان لشکر نویس آذربایجان نیز بوده است و در توانایی و استادی زبان زد خاص و عام بوده اند.
از نظر فن شناسی عملیات اجرای اثر هنری بسیار بی ظیر و فوق العاده می باشد و با بررسی خط شناسی این دو هنرمند درجه توانمندی و استادی هر دو عالی و در رده اثرهای نفیس قرار می گیرند.
از اینکه عکس ها را با کیفیت پایین به نمایش می گذارم کمال پوزش را می طلبم.


خوشنویس: استاد میرزا عبدالباقی طباطبایی بیدگلی

خوشنویس: استاد محمود مشیر الدوله

استاد میرزا احمد نقاش

استاد میرزا احمد نقاش میان جمعیتِ دل سپرده و خلاق قالیباف شهر، پیشکسوتی سزاوار احترام است. میرزا احمد نقاش کاشانی دل نگران حفظ منزلت و اعتبار قالی شهر و دیارش نخست همت می کند به کشیدن نقشه های قالی با چه شور و شیدایی در حیات دوباره بخشیدن به تنها میراث گرانقدر زادگاهش کاشان، و عجبا که کوتاه زمانی بعد شیفته و واله ی نقاشی روی گچ، عزم جزم می کند و در احیای هنری که سابقه و قدمت دیرینه اش در کاشان روزگارانی بلند است که غبار فراموشی گرفته و اسری و گرفتار بی مهری و بی اعتنایی شده است.

استاد میرزا احمد نقاش گرچه بیشترین اعتبار هنر و ذوقش نزد غریب و آشنا، مدیون نقشه های گاه بی نظیر و ابتکاری اش در عرصه قالی کاشان است، اما کمتر کسی می داند و آگاه است که نقاش بی ادعا و گوشه نشین کاشانی، صاحب چه سهم و اجری در تجدید حیات نقاشی روی گچ خانه ها و امامزاده های کاشان است. و بسا که او را می بایست گچ نگاری بی رقیب در عرصه ی این هنر شناخت تا نقاشی پر آوازه و مبتکر در زمینه ی نقاشی نقش قالی.

استاد میرزا احمد نقاش پسر حاج محمد تاجر کاشانی در اواخر عصر ناصری در محله ی محتشم کاشان به دنیا آمد. وی اول بار، روایت از فرات گذشتن رشید کربلا را بر پیشانی سقاخانه ی «بالا بازار» در کاشان کشید، با چه صلابت و مهارتی، همان گچ نگاره ی به حق ارزشمندی که سال ها پیش همراه تخریب سقاخانه از میان رفت. میرزا احمد نقاش بعد از آن شمایل مولا علی (ع) را در شاهزاده ابراهیم کشید، شمایلی که به حق ماهرانه نقاشی کرده است. شاگردان و رهروان او ذوق و نگاه و تجربه اش را در نقاشی روی گچ سایر امامزاده ها و در حسینیه ها ادامه دادند. افسوس که از نقاشی های روی گچ میرزا احمد نقاش، یادگاری نمانده است. درست مثالِ آمدن و رفتن خودش که خیلی زود از خاطره ها رفت.

از دیگر نقاشی های این هنرمند می توان در خانه های ویران شده ی کاشان مانند خانه سید محمد در محله سر پله، خانه شکرریزها، خانه افسری در محله پشت عمارت و خانهی شیبانی ها و ضرابی ها، جستجو کرد.

اواخر سلطنت احمد شاه قاجار است که تنی چند به سراغ استاد میرزا احمد نقاش می آیند با بی شمار وعده و وعید، استاد  نخست از قبول این مسئولیت شانه خالی می کند اما بالاخره وی را راضی نموده و از کاشان دل بر می کند و در تهران دیوار و سقف کاخ سلطان قاجاری را با نقاشی هایش آذین می بندد.

برگرفته از کتاب نقاشی روی گچ از آقای هادی سیف

مطالعات نقوش سرداب خانه عامری های کاشان


     کاشان تا همین نیم قرن گذشته، حکم یک مدرسه هنری را داشته است. هر گوشه و کنار شهر کلاس درسِ هنری برپا بود است. گوشه یی از شهر مرکز محفل و میعادگاه مخمل بافان بوده و جای دیگر جایگاه زری بافان؛ بخش  عمده یی از شهر در انحصار زیلوبافان، مکانی در تسخیر مسگرها و زرگرها، گوشه و کنار شهر در اختیار کاشی سازان و کوزه گرها و بی گزافه و اغراق، تمامی شهر در آغوش قالیباف ها. هنر در کاشان تافته ی جدا بافته نبوده خاص طبقه ای آسوده خیال و مرفه و بی درد نبود. هنر متعلق به عامه ی مردم بود. مردم با هنر زندگی می کردند، از صدقه ی سرِ هنر نان می خوردند و ایام را عارفانه و عاشقانه طی می کردند.

     نقوش بکار رفته در این نقاشی از نوع اسلیمی قاجاری می باشد که با توانمندی و دست هایی قوی اجرا شده است. نقاش به درستی فرم و نقش گل و برگ ها را می دانسته و بدون اینکه طرح را روی دیوار کپی کند، یکجا و از سر ذوق و ذهن هنرمن خویش نقوش را اجرا نموده است. به نظر می رسدنقاش قصد کامل کردن نقوش را نداشته است و فرم را به درستی رعایت نموده اما دور گیری و ظریف کاری نکرده است.

     هنرمند کاشانی بی ادعا و با ذوق و سلیقه ای بسیار نقش آفرینی می کند. گل ها و خطایی ها و گلبرگ ها به شیوه قاجاری (طبیعت گرایانه)، انگار از روی قالی دست بافت چیده است و با نقش و رنگی و زرین آن را روی دیوار اجرا نموده است. با یک نگاه به سقف به سادگی می توان فهمید که طرح ها و نقوش بکار رفته از فرش زیرین انعکاس گرفته است و فرش نفیس کاشان به بالا صعود کرده و یکه تازانه از لابه لای دست های هنرمند اوج گرفته است. همین فرم نقوش را می توان در سرداب خانه ی شاه یلانی و خانه شریفیان جستجو کرد.

     خانه شریفیان: این خانه متعلق به دوره  قاجاری در محله صدره کاشان قرار دارد و  به شماره 2582 در تاريخ  27/11/1378 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. بنای این خانه از جمله خانه های بزرگی است که علاوه بر اندرونی، حیاط بیرونی نیز دارد. حیاط اندرونی خانه به صورت چهار طرف ساخت و حیاط بیرونی سه طرف ساخت است و در مجموع سه طبقه در این خانه قابل مشاهده است. از فضا های مهم معماری این خانه میتوان از شش سرداب، شاه نشین، هشتی ورودی، ایوان تابستانی، دو سر پوشیده، و بهار خواب نام برد. از ویژگی های این خانه باید از دو سرپوشیده ضلع شمالی و ضلع جنوبی اندرونی آن، و همین طور جلوخان پیش ورودی خانه یاد کرد. بیشترین تزئینات خانه به صورت یزدی بندی، مقرنس کاری و گچ بری و نقاشی در شاه نشین و ایوان اصلی و سرداب به چشم می خورد.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

به وضوح مشاهده می کنیم نقوش این 2 خانه کاملاً مشابه هم هستند و الهام گرفته از نقش گل و برگ های قالی است. نقش بته جقه، گل های پنج پر، گل های هشت پر، برگ های بادامچه ای و نقوش هندسی در هر دو اثر مشابه هم دیده می شود.

خانه شاه یلانی: این خانه قاجاری در تاریخ 19/5/1384 به شماره 12970 در فهرست آثار ملی به ثبب رسیده و در محله درب باغ کاشان قرار گرفته است.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

     با مقایسه نقوش این دو سرداب نیز پی به شباهت های فرمی و تناسبی دو اثر می بریم  با این تفاوت که نقوش سرداب خانه ی شاه یلانی کمی ظریف تر کار شده است. شاید بتوان گفت نقاش سرداب خانه ی شاه یلانی تذهیب کار ماهر بوده است تا نقاش ماهر.

    با مطالعه  نقوش سرداب خانه عامری و تطبیق دادن آن با دیگر نقوش سرداب های خانه های تاریخی کاشان، با توجه به ویژگی های نقاشی خان عامری ها نظیر: تک رنگ بودن نقاشی (یا استفاده از رنگ های ناچیز و کم)، دقت در اجرای فرم نه دقت در ظرافت آن، عدم دورگیری نقوش، پخته و ساده بودن نقوش، این فرضیه استنباط می شود که نقاشی های سرداب خانه عامری های کاشان دارای قدمت بیشتر و  جزء اولین نمونه نقاشی سردابی باشد و دیگر خانه ها به تقلید از این خانه پرداخته اند.

قرآن نفیس

شهرستان آران و بیدگل در زمینه هنر و هنر آفرینی جایگاه خوبی دارد. در تمام دوره های تاریخی این شهر توانسته در زمینه های مختلف هنری جایگاهی برای خود رقم زند. (نجاری، خراطی، نقاشی، خوشنویسی، گچکاری، سفال، معماری و ...) که در این زمان با مطالعه و شناخت این ارزش ها ما به این درک می رسیم که این جایگاه بسی با ارزش و حتی در برخی صنایع و هنر ها رده نخست را به خود اختصاص می دهد

به شخصه دست نوشته ها، اسناد، قرآن و خوش نویسی هایی بسیار از دوره قاجار از خوشنویس های بیدگلی را دیده ام اما کمتر از دوره صفوی و حتی تیموری و سلجوقی دیده بودم. این قرآن نفیس که در مجموعه ای خصوصی است و پیش من برای حفاظت و مرمت  امانت است متعلق به دوره تیموری- صفوی است که در نوع خود نفیش و یک شاهکار می باشد. این قرآن طلاکوب و در سر سوره ها و کناره های حاشیه دارای تذهیب بسیار ظریفانه است که هر کسی را مبهوت زیبایی و هنر خود می کند.

این قرآن به خط نسخ و خط ثلث در سر سوره ها می باشد که در حاشیه ای مستطیل شکل و مذهب شده به 5 رنگ قرار دارد. که متأسفانه فقط 32 برگ از آن باقیمانده است.

متاسفانه شرایط بد نگهداری این اثر نفیس، آسیب ها و کمبودهای بسیاری نموده است. با مشاهده چنین اثر هایی که کم نیستند لزوم پیگیری و راه اندازی موزه را می طلبد. بسیار در این راه تلاش نموده ایم اما هنوز خبری از موزه نشده است. در اینجا از شهردار  محترم آقای عموزاده که خود از اهالی ذوق و هنر و خوشنویسی است و نیز مدیر محترم میراث فرهنگی شهر آقای متولی که جالب است هر دو این بزرگوار از خوشنویسان بنام شهرستان می باشند در خواست می کنم به داد این اثر های نفیس و گرانقدر که بازمانده از خوشنویسان بنام شهرمان در دوره های قبل می باشد، برسند چرا که با دست روی دست گذاشتن شاهد نابودی این اثرها خواهیم بود.

هستند مجموعه داران عزیزی که آثار نفیسی شامل کتب و اسناد تاریخی را دارند که فقط منتظر یاری مسئولین شهر است که با راه اندازی موزه تمامی این اثرهای نفیس را تقدیم به موزه نماید و کم نیستند دیگر عزیزان مجموعه دار که همگیشان دلسوزانه از اینگونه آثار نگهداری می کنند اما هنوز دست یاری مسئولین را در حفظ و مرمت و نگهداری آن در جایی امن را ندیده اند.

چرا باید اینگونه آثار هنری شهرمان را فقط عده ای معدود تماشا کنند؟ چرا مردم فهیم شهرمان نباید شاهد اینگونه آثار نباشند؟ چرا نوجوانان شهرمون نباید کمی با پیشینه تاریخی شهر آشنا بشوند؟ با راه اندازی موزه چنان بار فرهنگی را می توان به کودکان و نوجوانان شهر تزریق نمود که در آینده ای نزدیک شاهد این فرهنگی خواهیم بود.جناب آقای عموزاده و متولی از شما در خواست می نمایم بیشتر به این موضوع بیاندیشید و راه حل و پیگیری هایی را در این زمینه داشته باشید مطمئن باشید دعای خیر مردم و تمامی هنردوستان بدرقه راه شما و هدف گرانقدر شما خواهد بود.


پژوهشي درباره مرمت فلز

 

  دانش حفاظت و مرمت اثار تاريخي در ايران سابقه چنداني ندارد. ولي احيا و بازسازي بنا‌ها در گذشته در اين مرز و بوم رواج بسيار داشته است. اصول حفاظت و مرمت در ايران طبق ضوابط و قوانين ويژه اين دانش كه بر‌گرفته شده از دانش حفاظت و مرمت اروپايي، به ويژه ايتاليايي است، مستقيما به مباني مرمت مرتبط مي‌شوند. اين دانش به دو شاخه اصلي مرمت بنا و مرمت اشيا بخش شده‌ است. در بخش مرمت بنا‌هاي تاريخي مشخصا با بنا‌ سر و كار داريم. در بخش مرمت اشياي تاريخي معمولا دو مبحث فن‌شناسي و اسيب‌شناسي اشياي تاريخي مطالعه مي‌شوند. مبحث فن‌شناسي به چگونگي ساختار اشيا و روش ساخت ان مي‌پردازد. و در بحث اسيب‌شناسي اسيب‌ها و بيماري‌هاي خاص اشيا كه در طول زمان بر پيكره‌ اشيا ايجاد شده پژوهش مي‌شود. علوم شيمي و فيزيك از علوم پايه دانش حفاظت و مرمت به حساب مي‌ايند. اين رشته نيز مانند علوم ديگر گرايشات فراواني دارد از ان جمله حفاظت و مرمت عاج و استخوان، چوب، كاغذ، سنگ، شيشه، سفال، پارچه، اجر و كاشي، نقاشي سه‌پايه و ديواري، تزيينات وابسته به معماري و فلز است. شاخه حفاظت و مرمت فلز يكي از گرايشات با اهميت اين علم محسوب مي‌شود. در اين گفتار گزيده‌‌ پژوهشي درباره شاخه مرمت فلز ارايه داده شده است. 

 مرمت فلز

  در اين شاخه مرمت اشيا فلزي قديمي همچون طلا، نقره، اهن، مس، قلع، سرب و الياژ برنز (مفرغ) مورد بررسي و پژوهش قرار مي‌گيرد. براي بررسي ساختار اشيا فلزي و شناسايي عناصر انها اناليز عنصري انجام مي‌گيرد و شناخت روش‌هاي ساخت و پرداخت فلز و تزيينات ان (ريخته‌گري و چكش‌كاري، قالب‌گيري، سوهان‌كاري و هنر‌هاي ويژه‌ اقوام مختلف كه بر روي اين اشيا صورت گرفته اعم از كنده‌كاري و قلم‌كاري و ساير تزيينات) در شاخه فن‌شناسي مورد بررسي قرار مي‌گيرد. در شاخه‌ اسيب‌شناسي با بررسي ميكروسكوپي و مايكروسكپي بخشي از سطح صيقل داده شده‌ فلز در ازمون Metallor Graphi و نيز ازمايش X.REY (راديولوژي) ميزان خوردگي ميان دانه‌اي و همچنين وجود مغز فلزي و تبديل ان به نمك‌هاي فلزي كه گه‌گاه رخ مي‌دهد مورد بررسي قرار مي‌گيرند. در اين بخش بطور ويژه به مفرغ‌ كه الياژ مس و قلع است و در ايام گذشته استفاده بسيار داشته است مي‌پردازيم. اين الياژ در قلمرو ايلاميان نيز به وفور مورد استفاده قرار ‌گرفته است كه معروف‌ترين اين اشيا، مفرغ‌هاي لرستان است كه اهميت جهاني دارد. چغازنبيل نيز يكي از مكان‌هاي مقدس و جايگاه پرستش رب‌النوع‌هاي ايلامي براي ايلاميان باستان و دنياي قديم است. در اين منطقه به دليل اداي نذورات به معابد اشيا فلزي فراواني كه در دنياي قديم از ارزش بسيار برخوردار بوده وجود داشته است. كه به احتمال بسيار اين اشيا در حملات اشوريان به تاراج رفته ‌است.

ترمیم تابلو

تابلوى نقاشى گاه در اثر يک حادثه و يا در اثر گذشت زمان دچار آسيب و صدمه مى‌شود. مرمت چنين آثارى بايد توسط متخصصين اين فن صورت پذيرد. توضيحاتى که در اينجا آورده مى‌شود تنها براى آگاهى يافته از موضوع است. در تابلوى صدمه ديده ابتدا بايد پشت آن بررسى شود. هر نوع صدمه از قبيل پارگى يا موارد ديگر در بوم يا سوراخ و پارگى در کاغذ يا پيچيدگى و پارگى در مقوا بايد ابتدا در حد امکان قبل از مرمت اصلى اثر برطرف شود. در موارد آسيب شديد، بعد از جدا کردن بخش‌هاى ناهنجار يا چسب محافظ اثر، آن‌را روى بوم جديدى مى‌چسبانند. در دوران‌هاى گذشته رويهٔ نقاشى را به‌طور موقت به‌سطح محکمى مى‌چسباندند و بعد براى جداسازى آن هفته‌ها وقت صرف مى‌کردند. اين روش امروز کاملاً منسوخ شده است. امروزه چسباندن پارچه به پشت يک نقاشى قديمى براى حفاظت تابلو بيشتر معمول است. هر نوع شکاف يا ترک نيز با اين روش اصلاح مى‌شود.
نقاشى‌هاى روى تخته در ابعاد بزرگ از همان ابتدا بايد لايه‌گذارى شوند. ترک و شکاف‌هايِ اين آثار بايد با چسب تعمير شود. شکاف و بريدگى کاغذ را بايد با چسباندن کاغذى به زير آن با استفاده از پرس يا اتو از بين برد. بهتر است بخش‌هاى آسيب‌ديده يا از بين رفته با رنگ يکدست پوشانده شود که رنگ آن با رنگ اطراف يکسان باشدو از صدمه بيشتر مصون بماند در ضمن قابل تشخيص نيز باشد.
برطرف کردن مشکل زردى يا تيره شدن اثر نقاشى کار بسيار دشوارى است.
گاهى اثر نقاشى رنگ روغن دچار کپک‌زدگى مى‌شود. چنانچه رطوبت محيط کافى باشد و گردوغبار محيط تغذيه کپک‌ها را ميسر کند اين اتفاق رخ مى‌دهد. اغلب کپک‌ها در پشت تابلو ظاهر مى‌شوند و چسب ‌آسترى خورده مى‌شود. همين امر روى تابلو نيز ممکن است اتفاق بيفتد و سبب تورم و پوشيدگى شود. اين گونه تابلوها در ابتدا بايد خشک شوند و سپس توسط خمير نان کپک‌ها از روى تابلو جدا شود. سپس با الکل محل تميز مى‌شود تا باکترى‌ها نابود شوند.
در تابلوهاى پاستلى موضوع متفاوت است. قسمت‌هاى صدمه‌ديده را بايد با صبر و حوصلهٔ زياد ضربه بزنيم. البته با اين عمل تابلو چيزى را از دست مى‌دهد. اگر پودر رنگ پاستل به شيشه چسبيده باشد تنها کارى که مى‌توان انجام داد اين است که تابلو با دقت از قاب جدا شود و شيشه را تميز کرده و يا آن‌را عوض نمائيم.

گفتگو با دکتر محمد علی جعفریان مدیر و موسس موزه تاریخ طبیعی اصفهان

 

این گزارش از آقای محمد یونسی  کارشناس رشته موزه داری است که نحوه و چگونگی شکل گیری موزه ی تاریخ طبیعی اصفهان را با مصاحبه خود از جناب دکتر جعفریان، بیان می کند.


 زندگی نامه ی مختصر دکتر جعفریان:

دکتر محمد علی جعفریان در سال 1313 ه.ش در محمدیه نایین، در خانواده ای کشاورز متولد شدند. از سن 5 سالگی به مدت دو سال به مکتب « ملا میر تقی » رفته و خط و قرآن آموختند. سپس به دبستان محمدیه که تازه افتتاح شده بود، واردشده و تحصیالت ابتدایی را تا کلاس چهارم در آنجا سپری کردند. سپس به همراه عمویشان به شیراز رفته و در دبستان حافظ شیراز دوران ابتدایی را به پایان رساندند. بعد از آن به محمدیه بازگشته و برای ادامه تحصیالت در دوره ی راهنمایی رهسپار مدرسه ای درنایین شدند.ایشان همچنین سال-های دبیرستان را نیز در نایین گذرانده و سپس در کنکور دانش سرای کشاورزی دانشگاه شیراز شرکت کرده و رتبه اول این آزمون در استان فارس را کسب کردند. به پاس این تلاش به ایشان اجازه داده شد که در رشته علوم طبیعی نیز دیپلم گرفته و در کنکور دانشکده ی علوم دانشگاه تهران شرکت نمایند. ایشان در ابتدا رشته علوم طبیعی و شیمی را به طور هم زمان می خواندند، ولی از آنجا که بعد از مدتی این دو رشته از هم تفکیک شدند، ایشان رشته علوم طبیعی را که شامل زمین شناسی و زیست شناسی می شد، برگزیده و پس از پایان تحصیلات کارشناسی به مدت 6 سال در مدارس اصفهان و نجف آباد تدریس نمودند. ایشان بعد از پایه گذاری رشته های زیست-شنا سی و زمین شناسی در دانشگاه اصفهان شخصا به تدریس تمام دروس رشته زیست-شناسی در آن دانشگاه پرداختند. بعد از مدتی با تلاش ایشان، کادرآموزشی این رشته ها تکمیل شد و ایشان جهت ادامه تحصیلات با هزینه شخصی به فرانسه رفته و موفق به دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته زمین شناسی با گرایش مجموعه های رسوبی و دکترا در رشته دیرینه شناسی از دانشگاه لیون شدند. بعد از آن به ایران بازگشتند و در دانشگاه اصفهان مشغول به تدریس  شدند  از افتخارات علمی ایشان، می توان به: کسب « عنوان استاد نمونه ی کشوری «، تالیف بیش از 75 عنوان مقاله به زبان های انگلیسی و فرانسوی، ارایه 16 طرح پژوهشی درمورد آب و منابع طبیعی، ارایه طرح مناطق آزاد قشم و کیش، سمت استاد راهنمایی 72 رساله در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا، تألیف کتب متعدد در زمینه های مختلف علوم طبیعی و در نهایت تاسیس موزه تاریخ طبیعی اصفهان با هزینه شخصی، اشاره نمود. وی عضو هئيت علمي دانشكده ي علوم دانشگاه اصفهان با مرتبه ي علمي استاد تمام بوده و در سال 1382 بازنشسته شده است.

تا به حال کتب متعددی از شما چاپش ده، شکی نیست که همه کتاب های شما در سطح خود ارزشمند است؛ اما به نظر خودتان جالب-ترین کتاب هایتان کدامند؟

چون رشته تخصصی من دیرینه شناسی است، کتاب های مربوط به زمین شناسی تاریخی و دیرینه شناسی بی مهرگان به علت تخصص بیشتر جالب ترند و دیگر کتاب هایم در زمینه های ایکنولوژی، موزه شناسی، تاکسیدرمی ، موزه-های تاریخ طبیعی نیز در سطح خوبی هستند.

وارد بحث مربوط به موزه تاریخ طبیعی می شویم و اینکه تمام آثار موزه متعلق به خود شماست: استاد توضیح می دهید این آثار را چگونه بدست آوردید؟

وقتی در دانش سرای کشاورزی شیراز تحصیل می کردم، در فیلمی مجازی موزه تاریخ طبیعی لندن را به ما نشان دادند و این فیلم توجه من را به موزه تاریخ طبیعی جلب کرد و از همان زمان تصمیم به ایجاد موزه تاریخ طبیعی گرفتم و مدتی که برای تحصیل در درجه دکترا به لیون رفته بودم، در موزه تاریخ طبیعی لیون شروع به کار کردم تا هم روش موزه داری را یاد بگیرم و هم روش تاکسیدرمی را و از درآمدی که کسب می کردم اشیایی را خریداری می کردم و همچنین در بازدیدهایی که ازموزه های مختلف وسفرهایی که به سواحل دریای مدیترانه، مانش و بالتیک و دیگر کشورها داشتم، آثار و اشیایی را خریداری و جمع آوری می کردم. از بازدیدهایی که از مجموعه های تاریخ طبیعی داشتم یک گزارش مصور تهیه کردم و به شکل یک کتابچه در پنج نسخه به شهرداری های پنج نقطه آموزش و پرورش دادم و اعلام کردم محلی برای نمایش آثار می خواهم و در طی این درخواست شهردار وقت اصفهان آقای ملک مدنی مرا دعوت کرد و قرارداد تشکیل موزه تاریخ طبیعی اصفهان با مساعدت شهرداری بسته شد و مکان فعلی موزه را به صورت اجاره ای به ما تحویل دادند و آثاری که در طی سالیان متمادی جمع آوری کرده بودم در این مجموعه به نمایش گذاشتم و در حال حاضر تمام سالن های نمایش موزه پر از این آثار هستند و مواردی را که خریداری می کنیم به علت کمبود فضای نمایش به انبار می فرستیم.

تاریخ افتتاح موزه تاریخ طبیعی چه زمانی بوده وآیا بنای موزه از استحکام لازم برخوردار است ؟

تاریخ افتتاح موزه به سال 1367 هجری شمسی و با حضور حجه الاسلام خاتمی ریاست اداره ارشاد اسالمی برمی گردد و در واقع مکان موزه، تالار تیموری بوده است و دیوارهای آن در حدود 6 متر ضخامت دارد و علیرغم ظاهر فرسوده از استحکام بالایی برخوردار است.

تاریخچه موزه تاریخ طبیعی در ایران از کجا شروع شد و جایگاه موزه تاریخ طبیعی اصفهان را چگونه ارزیابی می کنید؟

اولین موزه تاریخ طبیعی در ایران در خیابان سپه تهران در مدرسه نظامی روبروی اداره ی پست و تلگراف و تلفن تشکیل شد و شامل گیاهان خشک شده و پرندگان بود و دومین موزه تاریخ طبیعی به شکل وسیع تر که بیشتر شامل حیوانات، پرندگان تاکسیدرمی شده و گیاهان بود، در دانشکده کشاورزی و علوم کرج افتتاح شد و سومین مکانی که سعی شد استانداردهای موزه تاریخ طبیعی در آن رعایت شود موزه تاریخ طبیعی اصفهان بود که شامل نخستین سنگ ها از کانادا و آفریقا یا جدیدترین سنگ های آتشفشانی و قدیمی ترین سنگواره های گیاهی و جانوری، پرندگان، خزندگان و اکثر گونه های حیوانی،گیاهی و دریچ 􀀯ه ای به عنوان جامعه شناسی و انسان شناسی در این مجموعه به کار رفته است و موزه تاریخ طبیعی اصفهان در سومین جایگاه و کامل تر از دو موزه قبل شکل گرفته است.

روش های آماده سازی گونه های مختلف موجودات زنده مانند پروانه، ماهی، عقرب، ببر و خرس برای نمایش چگونه است؟

گونه هایی مانند عقرب، کرم، مار و خزندگان کوچک را در محلول های الکلی می اندازند و موجوداتی مانند پروانه، ملخ و سوسک و برخی از حشرات را در محفظه های شیشه ای کاملا بسته محتوی حشره کش های مخصوص یا گاز سمی مناسب برای نمایش آماده می سازند و روی صفحه مخصوص به نام «اتالوار » آن ها را با نوارهای کاغذی حالت می دهند و سپس سنجاق های مخصوص ضد زنگ به کمر آنها متصل می کنند و در داخل قاب نمایش می دهند. برای ماهیان و بعضی آبزیان دو روش وجود دارد: روش اول اینکه آنها را در محلول های فرمالین قرار می دهند و روش دوم تاکسیدرمی می باشد که در این روش تمام گوشت درون پوست را خارج می کنند و سپس به جای آن از فایبرگلاس یا پوپه به همراه مواد ضدعفونی-کننده استفاده می کنند و به شکل اولیه حالت می دهند. حیواناتی مانند ببر، خرس، سگ، شیر و خزندگان بزرگ هم به روش تاکسیدرمی انجام می شود ولی در این نوع  روش تاکسیدرمی، پوست را هم دباغی می کنند و آن را از فایبر گلاس یا پوپه پر می کنند.

مستندنگاری اشیای موزه تاریخ طبیعی به چه صورت انجام می گیرد؟

اطلاعات کامل اشیا از زمان پیدایش و شکار هر کدام به طور مجزا ثبت می شود و هر شی یک شناسنامه و هویت در مورد زمان پیدایش، اکولوژی منطقه پیدایش، سن و سال و نحوه شکار و نوع تحقیقات انجام گرفته دارد.

مهمترین آسیب های آثار تاریخ طبیعی و گونه های جانوری موزه ها چیست؟

از مواردی که به حشرات موزه ای آسیب می رسانند «بید » می باشد. نور نیز اثر تخریبی رنگ زدایی دارد. رطوبت هم به مواردی مانند پستانداران تاکسیدرمی شده آسیب می رساند، بدین صورت که پوست دوباره رطوبت جذب می کند و به وسیله آفت های حشره ای تخریب می شود. اما مهمترین اثر تخریبی در اشیای تاریخ طبیعی از طریق موریانه و لارو بید اتفاق می افتد.

بهترین شرایط نمایش آثار تاریخ طبیعی کدام است؟ و آیااین شرایط در موزه ی تایخ طبیعی اصفهان رعایت می شود؟

بهترین شرایط برای نگهداری و نمایش آثار تاریخ طبیعی، شرایط آب و هوایی مناطق خشک و معتدل می باشد که تغییرات دمایی زیاد نیست و به نظر من بهترین شرط برای نگهداری آثار تاریخی طبیعی آن است که دمای یکسان و متعادل را در طول سال به کار ببریم. بهترین دما برای نگهداری و نمایش آثار تاریخ طبیعی بین 18 تا 22 درجه سانتی گراد می باشد و ما در موزه تاریخ طبیعی اصفهان تا جایی که توانسته-ایم این نکات را رعایت کرده ایم، ولی به علت کمبود بودجه نمی توانیم از امکانات و دستگاه-های پیشرفته در این زمینه استفاده کنیم.

هدف اصلی شمااز تاسیس موزه تاریخ طبیعی اصفهان چه بوده است؟

بالا بردن سطح دانش واطلاعات عمومی افراد جامعه درباره عالم حیات و عظمت جهان آفرینش و قدرتمندی خالق یکتا، حفظ میراث فرهنگی و طبیعی کشور از غارت و نابودی، جبران کمبود وسایل کمک آموزشی، حفظ سالمت جامعه از طریق ایجاد محیطی سالم وتفریحی، فراهم آوردن زمینه های تحقیق در علوم طبیعی و کمک به افزایش جاذبه های توریستی اصفهان.

مدیر یک موزه تاریخ طبیعی چه وظایفی بر عهده دارد؟

متأسفانه وظایف مدیر موزه تاریخ طبیعی در ایران ناشناخته است و باید مدیران موزه تاریخ طبیعی از طرف دولت و موسسات آموزش عالی حمایت شوند و استادان برجسته علمی در این موزه ها فعالیت و پژوهش کنند و دولت نیز با تأمین بودجه با مدیران موزه همکاری کند تا مدیریت اجرایی و نظارت صحیح در این موزه-ها حاکم شود و به یک مرکز پژوهشی و علمی در سطح بالا تبدیل شوند که این امر در کشور ما رعایت نمی شود و نیمی از موزه های تاریخ طبیعی در ایران خصوصی می باشند .

در پایان نقاط قوت و ضعف موزه تاریخ طبیعی اصفهان را شرح دهید.

از جمله نقاط ضعف مجموعه، خصوصی بودن آن است و از طرف دولت هیچ کمکی صورت نمی گیرد و در همین راستا بودجه کافی در اختیار نداریم که آثار جدید و یا قالب آثار را خریداری کنیم و از دیگر نقاط ضعف کمبود فضای نمایش و محلی به نام کتابخانه است. از نقاط قوت مجموعه این است که وقتی پژوهشگران و دانشجویان برای کارهای علمی به موزه مراجعه می کنند و دانش آموزانی که با عشق به موزه می آیند و با دقت به آثار توجه می کنند و باعث تفریح علمی آنها می شود، خستگی پیری از وجود من بیرون می آید و بهترین لحظات زندگی من شکل می گیرد.

 

جایگاه شیوه های متفاوت نگاه به هنر در ایران

 گونه های مختلف شناخت هنر به پنج دسته تقسیم می شوند: نگاه زیباشناسانه، نگاه روانکاوانه، درک فلسفی، نگاه تاریخی و نگاه جامعه شناختی.

در جامعه ایران به خصوص در میان عوام منظور از نقد هنری، نقد زیبایی شناسی است. شناخت روانکاوانه نیز اندکی رواج دارد اما تحلیل های تاریخی و جامعه شناختی در مورد هنر خیلی کم رواج دارد.

دلایل کم توجهی به نقدهای جامعه شناختی عبارتند از:

۱) دانش وسیع می خواهد. برای این کار ترکیبی از دانش های دیگر لازم است و متخصص کافی در این زمینه وجود ندارد.

۲) به لحاظ تاریخی نقدهای زیبا شناسانه، تاریخی و فلسفی در حوزه هنرها سابقه دیرینه تری دارند و نقدهای جامعه شناسانه نسبتاً سابقه زیادی ندارند و تازه متولد شده اند. این نقدها به خصوص برای جامعه ما کمتر شناخته شده هستند. به عبارت دیگر، سنت نقد جامعه شناختی در حوزه هنرها به طور کلی کهن سال نیست اما سنت نقد زیباشناسی هنری کهن سال است و در بین مردم جا افتاده است.

۳) نقدهای جامعه شناسی هنر با قدرت و قدرت سیاسی در پیوند است و به شالوده شکنی روابط قدرت در هنر می پردازد. در نتیجه ساختارها به خصوص در جوامع کمتر دموکراتیک از نقدهای جامعه شناسی هنر حمایت نمی کنند. ،به تعبیر دیگر یکی از کارکردهای جامعه شناسی هنر و ادبیات این است که نسبت های بین قدرت، سیاست، فرهنگ و جامعه با هنر و هنرها را نشان می دهد و به شالوده شکنی روابط قدرت که در ماهیت هنر و هنرها نهفته است می پردازد. توسعه این نوع نقد نیازمند آن است که جامعه پذیرای شالوده شکنی روابط قدرت در حوزه هنر باشد. از اینرو هر چه در جامعه ای فرایندهای دموکراسی رشد بیشتری یابد طبیعتاً سنت نقد جامعه شناسی هنر نیز در آن توسعه بیشتری پیدا می کند و بر عکس، هر چه جامعه ای فرایند های دموکراتیک شدن در آن کمتر توسعه پیدا کرده باشد جامعه شناسی و به طور خاص نقد جامعه شناسانه هنر کمتر در آن توسعه پیدا می کند. توسعه جامعه شناسی هنر نیاز مند بسترهای سیاسی، اجتماعی خاصی است که آزادی بیان و استقلال هنر و استقلال دانشگاهی در آن توسعه یافته باشد در غیر این صورت جامعه شناسی هنر نمی تواند توسعه پیدا کند.

۴) غیر از عامل سیاسی، توسعه جامعه شناسی هنر و ادبیات زمانی امکان پذیر است که هنرها در جامعه جنبه همگانی پیدا کرده باشند و مشارکت همگانی در عرصه تولید و مصرف هنر به وجود آمده باشد و همه مردم به مثابه گروه های اجتماعی و توده هایی که تولیدکنندگان و مصرف کنندگان هنر هستند در فعالیت های فرهنگی و هنری حضور داشته باشند. در این شرایط است که نقدهای جامعه شناسی هنر نیز اهمیت پیدا می کند چرا که در نقدهای جامعه شناسی هنر و ادبیات تاکید عمده بر مردم است و باید یک نوع تقاضای اجتماعی برای هنرها به وجود آید تا جامعه شناسی هنر درک شود.


نقد و انتقاد از مقوله هایی هستند که اگر به طور صحیح و در راستای کمک باشد می تواند زمینه رشد و ارتقای فرهنگی را فراهم کند. جامعه ای فعال است که درونش نقد و نقد پذیری وجود داشته باشد هرچند بر ضد منافع شخصی باشد. متاسفانه در شهرستان نقد و انتقاد و نیز پاسخ به آن وجود ندارد.

هنر در این شهرستان به کلی مورد هجوم و نقض قرار می گیرد چه برسد به نقد آن! در همین چند سال پیش گروه ها و کانون هایی بودند که به فعالیت هنری می پرداختند اما به واسطه نقض ها و مخاصمه ها از هم پاشید. هنر امروزی شهر شاید به نوعی هنری دغلبازی شناخته شده است که هر چند گاهی برای دلخوشی کمی رنگ می پذیرد.

موسیقی حرام است- نوازندگی مطربی است- نقاشی خوب است اما نون ندارد- خوشنویسی دلخوشی است- صنایع دستی وقت بیکاری است- نمایش و تاتر به چه درد می خورد- میراث فرهنگی پول ندارد- جذب توریست رواج فرهنگ غربی است- مرمت آثار و بنا که چی بشود و ...

این است جامعه ای که ما باهاش درگیر هستیم و من حسرت به دل می برم که در زادگاهم بتوانم یه نمایش یه تاتر یه فستیوال (جشنواره) فرهنگی یه ژوژمان (ارائه کار) هنری یه کنسرت موسیقی که تو دهه فجر برای کپی موسیقی انقلابی نباشد یه نمایشگاه صنایع دستی یه همایش هنری یه حرکتی که به هنر ربط داشته باشد.... اما نیست که نیست کی بشود خدا داند....

 

چگونه شهر ما را می شناسند؟؟؟

 

نام نهاد

نهادن نام روی فرزند ،‌ اشیا ،‌ خیابان ، میدان ،‌کارخانه ،‌ مدرسه ،‌گروه ،‌ حزب و ...  نشانه اندیشه ،‌ هدف  ،‌ کاربرد و حتا ایجاد شخصیت است . و می تواند سمت و سوهای نام نهاد را نیز نشان بدهد . و اگر این نام ،‌خاص و برای استفاده عموم باشد می تواند نشان دهنده اندیشه گروهی نیز باشد .

مانند نام خیابان ها و میدان های یک شهر .

همانگونه که نام های صباحی  ، موبد ،‌ واصف ،‌ ملا علی ،‌ نظام وفا ،‌ تشکری و .... امروزه نشان دهنده بخشی از هویت فرهنگی این شهر شده است نام هایی همچون وصاف ، اربابی ( موفق )‌ و ... نیز می تواند این گنجینه ارزشمند را پر بها تر نماید .

http://vigol.blogfa.com/


 بله درست می فرمایید نشانه های فرهنگی یک شهر را از بدو ورود به آن می توان فهمید. نحوه دید و نگرش مردم شهر- اعتقادات و باورهای آنان- غنی یا تهی بودن فرهنگی- سواد و هشیاری- و ... با توجه به نمادها و المانهایی که شهرداری و نیز مردم و اصناف بکار می برند را می توان فهمید. حال نقش مدیران و شهرداران و مدیران اجرایی است که چگونه با این باورها و آیین ها و مواریث فرهنگی شهر برخورد نمایند که دیگران شهر را با میراث غنی فرهنگی آن بشناسند یا با باورهای قشر های مختلف مردم ؟؟؟

هر شهری موجودیت خود را به طریقی با توجه با عامل های ذکر شده خودنمایی می کند امادر مورد شهر خود که درگیر با همه این عامل هاست من خود سرگردانم که ما چه کرده ایم که چگونه ما را بشناسند؟؟؟!!!

صنعت کاران ما، مدعی هستند شهر ما منطقه صنعتی هست که همگان باید به این شهرت و دید نگاه کنند چون ما فرش به دنیا صادر می کنیم. روشنفکران ما خواهان دید و نگرش فرهنگی غنی قدیم و جدید شهر هستند که دارای افتخارات ادبی و علمی زیادی هستیم. قشر مذهبی (تندرو یا معتدل) البته منظور سیاسی نیست (انگ وارد نکنید!) نیز در این میان به افتخارات عالمان و فقیهان و شهید پرور شهر مدعی شهر و منطقه ای با اصالت مذهبی  پیشین و پسین هستند و از مسئولان خواهان نماد پردازی و الگو پذیری در این زمینه برای جوانان هستند.

حال با این همه تفاسیر و انواع دید و نگرش فرهنگی یا صنعتی یا مذهبی بیاندیشیم که نه در ایران بلکه در همین استان خود چقدر شهرمان را می شناسند؟؟؟ ما که این همه مدعی هستیم در این زمینه های ذکر شده چگونه و به چه طریقی فرهنگ خود را شناسانده ایم؟؟؟ کاری که روستاهای اطراف کاشان بیش از ما شناخته ترند در صورتیکه چیزی از موارد بالا را ندارند یا اگر دارند خیلی کمرنگ و ناچیز است.

دغدغه من یا افراد نکته بین شناخته شدن و معروف شدن شهر در کشور یا استان نیست بلکه این است که در این جولانگاه پر از ادعا از سوی قشر های مختلف جامعه شهری، دیگران به چه دیدی به شهر ما نگاه می کنند؟؟؟

لطفا به این سوال بنده نیز پاسخ دهید. با تشکر


آقا ی یونسی
سلام
نگاهی که دیگران به یک موضوع خاص دارند بسیار متفاوت از نگاه خود می باشد .
دیگران نشانه هایی متفاوت از یک موضوع  را کنار هم قرار می دهند و تحلیل های خود را هم به آن می افزایند و با دیگر موضوع ها ی مشابه نیز مقایسه می کنند و ‌آنگاه نظر می دهند .  بنابراین جواب به سئوال شما را دیگرانی باید بدهند که از محدوده شهری من و تو دور باشند .  ولی با نتیجه گفتگوهای من با بسیاری از کسانی که اهل این شهر نیستند و یا از دورادور به زادگاه خود می نگرند جواب های قابل تاملی است و گاهی هم تاسف آور . ولی با همه این ها این شهر دارای نشانه هایی از خوبی ها در زمینه های مختلف است که البته باید ترمیم شود و آنگاه به نمایش گذاشته شود تا دیگران ببیند و بخوانند و بدانند. واین کار به عهده مردم زادگاه من و توست  و انتظار از کسانی غیر از مردم بیهوده می نماید.
[خط فاصله]

سلام آقای فرزانگان
هر شهری موجودیت خود را به طریقی با توجه با عامل های ذکر شده خودنمایی می کند امادر مورد شهر خود که درگیر با همه این عامل هاست من خود سرگردانم که ما چه کرده ایم که چگونه ما را بشناسند؟؟؟!!!

از اینکه توجه نمودید تشکر می کنم. دقیقا گفته شما درست است. این کار به عهده من و شماست و من در این نوشتار اول خود و بعد دیگران را به این نکته توجه و جلب کردم که چه کرده ایم؟؟؟؟ شما بهتر می توانید با توجه به اینکه در زمینه مردم شناسی در شهرستان تحقیق و پژوهش نموده اید- به این موضوع پاسخ و راهکار دهید. این فضای سایبری بوجود آمده در بین اهالی شهر و فرهیختگان که هر یک سعی بر شناساندن شهر و فرهنگ آن در این فضا هستند باید این موضوعات بحث و گفتگو شود و نیز در قبال آن راهکاری پیشنهاد شود. وگرنه بحث های تکراری نستالوژی که جاش فقط در شب نشینی هاست که نشد شناساندن فرهنگ بیدگل!!!
از این درد و رنج می برم.  همش عکس کویر بزنیم به وبلاگ یا اینکه فلان چهارطاقی و پنج طاقی و  فلان شخص و فلان شاعر و نویسنده و .... رو هی به رخ بکشیم که نشد فرهنگ سازی!!! من این ها رو با جسارت می گویم و به خدا قسم قصد هیچ نوع توهین و بی احترامی به هیچ کدام از وبلاگنویسان و دوستان خوب خودم ندارم فقط کمی بالاتر به موضوع شهرم نگاه می کنم. پرداختم به این سوژه ها خوب هم هست اما نه اینکه همش وقت خودمون رو معطوف کنیم به این حس هاش نستالوژی که فقط جاش تو آلبوم خاطرات هست. شما به سایت ها و وبلاگ های بعضی روستا های اطراف کاشان مراجعه کنید می بینید که دراند تغییر می کنند دارند از رشد روستای خود حرف می زنند. همایش های مختلف برگزار می کنند اما ما که شهرستان شده ایم در طول 1 سال فقط دلمون رو خوش می کنیم 3 یا 4 فروردین یه عده دور هم جمع می شویم و دم می زنیم بله این ها همه فرهیختگان شهرمون هستند و باعث افتخار خب کار فرهنگ سازی شهر و دیگر موضوعات رو در 1 روز جمع می کنیم و تا سال دیگر خداحافظ!!! این است پیشرفت؟؟؟ پا رو فراتر از اشان بگذارید کسی شهر رو نمیشناسه آقایون و خانم ها؟؟؟ باز هم خدارو شکر که در محرم بیشتر شناخته تریم تا در دیگر موضوعات...

چهارطاقی

 

چهارطاقی یا چارتاقی، در معمارى به كالبدى با زمینه چهارگوش و پوشش گنبدى، متشکل از چهار پایه و یک طاق گنبدی بر روی آن، با چهار ورودى طاق‌دار گفته می‌شود. چهارطاقی را چهاردر، چهارقاپو و چهاردروازه نیز نامیده‌اند.

یک چهارطاقی در سادهترین فرم خود عبارتاند از <بنایی با قائده مربعی و متشکل از چهار پایه قطور که دربردارنده چهاردهنه طاق متقارن و معمولا گنبدی هم بر فراز آن قرار گرفته است.>

نمونه‌هایی از چهارطاقی در فیروزآباد (گور)، باکو، فراشبند، جره، نطنز، کازرون، آتشکوه، نیاسر (متعلق به دورهٔ اردشیر اول ساسانى)، نویس در حوالی ساوه و جاهای دیگر باقی مانده است. آتشكده آذرگشنسب در تخت سلیمان نیز از نمونه‌های چهارطاقی‌های دوره ساسانى است.  بیشتر چهارطاقی‌هاى مذكور، وابسته به آتشکده‌ها و محل استقرار آتش و اجراى مراسم دينى، و سایبان دائم براى آتش بوده‌اند.

در دوره اسلامى از طرح چهارطاقى در شمارى از بناهاى غیردینى، چون كوشك‌ها، نیز استفاده شده است. برخی از چهارطاقی‌ها نیز در دوران اسلامی به مسجد یا امامزاده تبدیل شده‌اند. از طرح‌هاى چهارطاقى، به ‌سبب قابلیتهاى بسیار در فضاسازى، در گستره زمانى و مكانى و در بناهاى مذهبى و غیرمذهبى استفاده شده است.

در واقع از غامضترین موضوعاتی که از گذشته تا به امروز در باستانشناسی ایران همواره مطرح بوده ماهیت و کاربردچهارطاقی است (که به اشتباه در نظر عموم با آتشکده یکسان فرض میشود.) در حال حاضر مناسبترین نام برای این نوع بناها همان عنوان چهارطاقی است چرا که الفاظ دیگر پیشاپیش کاربری خاصی را به ذهن تداعی می بخشد.

در بیدگل نیز چهارطاقی های بسیاری وجود دارد که اکثر آن در دشت های اطراف شهر بوده و کاربردی مذهبی- آیینی داشته است. این بناها به صورت وقفی با همت دشت کاران آن مزرعه یا دشت بنا شده و به عنوان نمازخانه- محل شورا- تعیین سهم آب دشت کاران (رعیت ها)- استفاده می شده است.

هم اکنون نیز این بناها سرپا و زنده هستند که توجه اهالی ذوق و هنر و بومی گرا را جلب کرده که برای بیداری و زنده نمودن آن تلاش می کنند. در اینجا چند تفسیربه وجود می آید و یک سوال بزرگ و آن

برای چه خواهان حفظ و احیای اینگونه آثار هستیم؟؟؟

یکی برای حسی که با این آثار ارتباط برقرار می کند و یکی برای حفظ اصالت و یکی برای حس وطن دوستی یکی برای ادای دین خود یکی برای مصلحت اندیشی یکی برای پاتوق جور کردن یکی برای زیبا سازی یکی برای سرخوش بودن یکی برای بی تفاوت نبودن یکی برای یادآوری خاطرات یکی برای خوب فهمیدن!! یکی برای نفهمیدن!! و یکی برای زیاد فهمیدن!! و ... همه دوست دارند به نحوی زنده و احیا کنند. 

حال بیاییم نظرات خود را بیان کنیم و بگوییم ما برای چه می خواهیم احیا و زنده کنیم؟؟؟خواهشمند است به این سوال پیش پا افتاده ولی بزرگ -از جهت فرهنگی- پاسخ داده و هر یک نظرات خود را بیان کنیم. با طرح اینگونه سوالات و بیان نظرات خود می توانیم سهمی برای فرهنگ سازی شهر در مورد میراث خود داشته باشیم که بی شک باعث رشد و شکوفایی و آگاهی خود نیز می شویم. 

نقش تمدن های پیش از تاریخ در صنایع ایران

در دوره های ما قبل تاریخ مردمی در فلات ایران زندگی می کردند که نژاد و جایگاه اولیه آنان هنوز در پرده ابهام قرار دارد. اما از دوره های بعد در عصر حجر قدیم و عصر حجر جدید و دوره های بعد که سفال و فلز اهمیت یافتند مستنداتی وجود دارد که اساس یافته ها و اکتشافات باستان شناسی مناطق مختلف فلات و نواحی اطراف می باشند .
برای مطالعه دوره های مختلف تاریخی فرهنگی پیشین ایران معمولا مورخین، باستان شناسان و دانشمندان علوم مختلف زیست شناسی، نجوم و … هر کدام دارای دیدگاه های خاص خود بود ه و هر یک علاوه بر تعمق بر نظرات دیگران روش های ویژه خود را برای تجربه و بررسی  ادوارگذشته بکار می گرفتند: مانند طبقه بندی بر اساس دوره های شکل گیری لایه های زمین و مراحل گذر از یخچال ها و آبها ویا تقسیم بندی بر اساس ویژگی های فرهنگی و اجتماعی مانند  تقسیم دوره ها به دوره توحش، دوره بربریت، دوره میانی، دوره تمدن و الی آخر. اما در همگی این تقسیم بندی ها روش های زندگی و ساخت و بکار گیری ابزار وادوات کشاورزی مورد بحث و بررسی قرار گرفته اند. در مناطق دیگر جهان طبقه بندی اعصار مختلف بیشتر حول محور پیدایش و بکار گیری مواد خام و یا گاه نگاری های مختلفی صورت می گیرد و اما در ایران می توان تمدن های ما قبل تاریخ را قبل از شروع شکل گیری دهات و قصبات بر اساس مفاهیم کارکرد اجتماعی طبقه بندی نمود که عبارتند از :
۱- مرحله آزاد و غیر متمرکز
۲- مرحله جمع آوری غذا
۳- مرحله آغاز کشاورزی و زراعت
۴- مرحله روستا نشینی همراه زراعت
۵- مرحله رام کردن حیوانات و استفاده از گوشت ، پوست ، مو ، کرک ، شاخ و استخوان حیوانات برای ساخت مصنوعات و بکار گیری آنها در امور روزمره
۶- مرحله قصبه های بزرگ و شهرهای کوچک
۷- مرحله آغاز تمدن غنی ابتدایی یا اولیه
بنابراین پس از شکل گیری کلنی های اولیه اجتماعات در مناطق مختلف کوهستانی در روستا و  شهرها که غالبا در مصب رودها و در جوار مناطق خوش آب و هوا و کوهپایه ها و یا در نواحی دشت های حاصل خیز ، در دامنه ها شکل می گرفته است، در سراسر  پهنه گسترده و وسیع فلات ایران از بخش های مرکزی گرفته تا نواحی خاص جهات اربعه شمال وجنوب و شرق و غرب، اقوام گوناگون اسکان یافتند  و بدین ترتیب به دلایل خاصی از جمله عوامل زیر اسکان در این مناطق  صورت می گرفت :
۱- دسترسی به غذا ، شکار و صید
۲- دستیابی آسان به منابع مواد اولیه
۳- استفاده از مناطق و نواحی خوش اب و هوا وشرایط ویژه اقلیمی
۴- دسترسی به آب
۵- امکان  ایجاد نوارهای حفاظتی و امنیتی
۶- مناطق امن از وقایع و بلایای طبیعی مانند  سیل ، زلزله ، طوفان و حمله حیوانات وحشی
۷- جلوگیری و حفاظت در مقابل حمله و تهاجم دشمنان و در نهایت امکان احیای استقلال وتسلط بر طبیعت پیرامون.

این دلایل خاص باعث انتخاب و گزینش نواحی واماکن خاص شد که بیشترین و بهترین شرایط مورد نیاز را در بر می داشت مانند سکنی در تپه ها و تل ها،  زیگورات ها و  قلعه ها ،غارها و پناهگاه های سنگی ، صخره های طبیعی ، کوهپایه ها و کناره های مناسب رودها و دریاچه ها.
اصولا مطالعه نقش تمدن های ما قبل تاریخ علاوه بر بررسی اماکن فوق ، محل های دیگر ی رادر بر می گیرد که به شکل آشکار  یا پنهان وجود دارند بقایای این تمدن ها بر روی خاک باقی مانده و یا تو سط کاوشگران از زیر خاک خارج شده اند : زیگورات ها ،قلعه ها ، تپه ها ، منازل مخروبه ، مقابر ، دخمه ها ، و گورها و…. از این قبیل اند .

معیار ارزش گذاری آثار و اشیاء قدیم و جدید

 

۱ - نوع و جنس و مقدار مواد اولیه ( به طور مثال یک شی زرین یا نقره ای یا ابریشمی دارای ارزشی بیشتر از شی مشابه و با موادی مانند آهن، مفرغ یا پشم می باشد).
۲ - زمان ساخت یا وقتی که از شروع تا اتمام یک اثر صرف می شود در ارزش آن مد نظر خواهد بود.
۳ - تجربه ، مهارت و استادی سازنده.
۴ - نایابی و کم یابی تکنیک و فنون بکار رفته در ساخت اثر.
۵ - فرم و هندسه فضایی اثر.
۶ - نقوش، طرح ها و تزئینات بکار رفته که خود شامل سه بخش می شود.
الف –  نوع طرح ونقش واصالت فرهنگی و تاریخی آن
ب-  تکنیک و مهارت استفاده از نقوش وتزئینات
ج –  میزان هماهنگی و ارتباط نقش و فرم
۷-  داشتن امضاء یا خط اثر و آن به این معنی است که از روی ویژگی خاص یک اثر و شخصیت آن شی بتوان به نام سازنده اش  پی برد. مثال بهتر این است دو میناتور کاملا مشابه یکی توسط  فردی ناشناس ترسیم شد ه و دومی به طور مثال توسط رضا عباسی و یا بهزاد.
۸-  داشتن ویژگی های بارز فرهنگی هنری بومی یا منطقه ای و ملی.
۹-  در نهایت دو یا چند عملکردی بودن که می تواند بر نحوه و میزان  ارزش گذاری شی دستی اثر بگذارد. به طور  مثال یک قالی یا گلیم زیبا علاوه بر  عملکرد زیر انداز دارای عملکرد زیبایی نیز هست و در عین حال دارای ارزش اقتصادی فعال و غیر ثابت نیز می باشد و …
به هر صورت از دیدگاه باستان شناسی و مبادی علمی ، یک کاوشگر و  کارشناس کاوش و یا یک مرمتگر ، دست به مطالعه و بررسی اسناد  و مدارک مختلف تاریخی و فرهنگی می زند تا قادر به شناسایی و تعیین محل دقیق دفن آثار، اشیاء و ابنیه گردد. این عمل، تنها با تسلط به تاریخ جغرافیای قومی وتاریخی، ویژگی های اجتماعی و فرهنگی اقوام وهمینطور  شناسایی آثار موجود ومعاصر برای پیگیری و ره یابی سابقه و پیشینه تاریخی آن است  که محقق را قادر به اکتشاف  و مطالعه علمی خواهد نمود .اما علاوه بر آن برای تعیین دقیق قدمت و تاریخچه آثار بعد از اکتشاف باید به دنبال کشف حقایق و مجهولات فرهنگی نیز بود.

مرمت دیگ تاریخی مربوط به هزاره اول پیش از میلاد

 

نوع و جنس شیء: قطعه دیگ مفرغی

محل کشف: نا معلوم

طول شیء: 48 سانتی متر

عرض شیء: 31 سانتی متر

ضخامت شیء: 2 میلی متر

وزن پیش از مرمت: 1090 گرم

وزن پس از مرمت: 1060 گرم

این دیگ مفرغی که در گذر زمان به چندین قطعه تبدیل شده بود، از موزه آذربایجان به کارگاه مرمت فلز دانشگاه هنر اسلامی تبریز انتقال یافته شد. بزرگترین قسمت آن که از دسته شروع و تا قسمت انتهای بدنه ادامه یافته بود جهت آسیب نگاری و مرمت تحویل گرفته شد. شیء متشکل از یک دسته متصل به بدنه بود که قشر ضخیمی از رسوبات محیطی همراه با خاک و دوده قسمت های عمده شیء را احاطه کرده بود به طوریکه سوراخ دسته و پرچ های آن قابل شناسایی نبود. شیء در قسمت های مختلفی همراه با شکستگی بود که با کوچکترین فشار امکان گسیختگی را داشت.

 

دستبند های مفرغی هزاره اول قبل از میلاد، مکشوفه از سایت تاریخی (عصر آهن) مسجد کبود تبریز به همت دانشجویان ورودی 88 رشته مرمت آثار تاریخی، در کارگاه مرمت فلز دانشگاه هنر اسلامی تبریز، مرمت شد. این دستبند ها برای نمایش در موزه آذربایجان تبریز آماده و مهیا شدند که به روش های شیمیایی و الکتروشیمیایی مورد مرمت قرار گرفتند.

نمونه دستبند قبل از مرمت

  عکس میکروسکوپی از رسوبات اثر

 

بازگشت...

سلام

با عرض معذرت برای تعطیلی وبلاگ که مدتی بود درشو گل گرفته بودند!!!

بگذیرم- باز آمدیم تا هنر برآمده از تاریخ را که حاوی میراثی گران بها از موجودیت ریشه یمان دارد، پیش روی شما قرار دهیم. آمدیم باز نه تنها آشنا شویم بلکه حامی نیز شویم. حمایت از میراث مان، حمایت از تاریخ مان و حمایت از ریشه مان...

آن چیزی که در اصل وجود ما تا ابد باقی می ماند، اصالتمان است که اگر آن را از دست دهیم هیچ نداریم و از بن خالی هستیم!!!

فقط کسانی که راژی گو (زبان دهی) هستند بخوانند:

فقط راژی زبان ها:

 در شهر آران و بیدگل چندین محله مثل محلات سلمقان، خانقاه و دربریگ در بیدگل و وشاد، سرگنگه، دهنو در آران دارای زبانی با ریشه پهلوی باستان می‌باشد که برای اکثر مردم شهر بخصوص نسل جدید بیگانه است. این زبان که در واقع گویش راژی است دارای تفاوت‌های بسیار ساختاری و آوایی با زبان فارسی و لهجه آرانی یا بیدگلی است بطوریکه درک و فهم آن نیز نیاز به زمان دارد.

در شهر ما افراد بسیاری معتقدند که این گویش فراموش شدنی است و از تحصیل کرده‌ها و فرهنگیون ما تا افراد معمولی نه تنها در زنده نگهداشتن آن تلاشی ندارند بلکه در نابودی و دگرگونی آن پافشاری ‌می‌کنند. یک ضرب المثل خیلی معروف هست که میگوید: «کلاغه رفت راه رفتن کبکا یاد بگیره راه رفتن خودشم یادش رفت»  که برای ما صادقه چون ما آران بیدگلی ها تا پمپ بنزین شهرمان و یا شاید کمی دورتر، تا پل راه‌آهن با لهجه و زبان خودمان حرف می‌زنیم و بعد از آن دیگر حتی خودمان هم نمی‌دانیم کجایی هستیم و جالبتر اینجاست که اگر یک بار جسارت بخرج داده و صدایمان را ضبط کنیم و بعد بشنویم متوجه می‌شویم که این گویش، نه فارسی است نه تهرانی و نه بیدگلی یا آرانی بلکه زبان ناکجاآبادی که با سرعت نور بطرفش پرتاپ می‌شویم.

 

بگذریم در اینجا ما با زبان خودمان صحبت خواهیم کرد.

qêdimo aga dagã vã sêvãd bêbe bãyad ašode maktab, rü maktab da ham xod ãb üham xormã, aga dars é nêdaxo nêsibed piyazo kêtak bü agêram daxü habi xoved rã әtêne bêde

قدیمُ اگَ دگا واسْواد بْبِِ باید اَشُدِ مکتب، رو مکتب دَ هم خدا بو هم خرما، اگَ درس نْدَخُ نصیبد پیاز و کْتک بو اَگْرَم دَخو هَبی خُوِدُ را اْتنِ بْدِ.

xat siyãqam bêda yán é nêze kê xüde vãnêvešte yãded daga xat siyãqam edzonã.

 خط سیاقَم بْدَ یَعنِ نْزِ کْ خوندِ وانْوشتِ یادِدْ دَگَ خط سیاقم اِدزُنا.

Ã, hãm qêdimo nê yedã zêbo deyi modar da, I xat siyaqiam modar kê albát habi fêrãmoš vãbêda vo kãrbêriyêša das da bêdãda

آ، هام قْدیمُ نْ یْدا زْبُ دْیی مُدَردَ، ای خَط سیاقَم مُدَر کْ اْلبَت هَبی فْرامُش وابْدَ وُ کاربْریْشَ دَسْدَ بْدادَ.

 

Pironiyo vo kãseboné vajary éqêdimidamda bamsenka komak bêgeren.

پیرینیُ وُ کاسِبنُ وَجری قْدیمیدمدَ بَمُسِنْک کُمک بْگرِن.

Hãm montêzêré kãménté šãm kêmimbü.

هام مُنتْظرْ کامنت شام کْمیمبو.

 با تشکر از دوست عزیز و رفیق شفیقم مهندس علی ادهمی بیدگلی

 


حرف خ، :x : حرف ش        -         š                 -   : حرف چč

ž: حرف ژ      -               حرف ق:q         -           ã: مصوت آ

: مصوت آ کشیده á                -               ê: سکون حرف ماقبل

é: مصوت کوتاه آخر کلمات نزدیک به مصوت « اِِ » با کمی سکون

ә: مصوت بین سکون و کسره  - ó: مصوت اُ کشیده به همراه سکون

ü: مصوت بلند « او» با خروج از بینی

 

معرفي بخش حفاظت و مرمت آثار فرهنگي و تاريخي موزه‌هاي آستان قدس رضوي

 آستان قدس رضوي داراي موزه‌هاي متعددي در سطح كشور است كه از آن جمله مي‌توان به: گنجينه قرآن؛ موزه ملي ملك؛ گنجينه فرش و منسوجات؛ گنجينه نجوم و ساعت؛ گنجينه سلاح؛ گنجينه تمبر؛ گنجينه سكه و مدال؛ گنجينه تاريخ مشهد؛ گنجينه نقاشي؛ گنجينه صدف و حلزون؛ گنجينه ظروف اشاره كرد.

اداره كل مرمت آثار تاريخي فرهنگي يكي از بخش‌هاي سازمان موزه‌هاي آستان قدس رضوي است كه بر حفاظت، نگهداري و مرمت آثار اين مجموعه‌ها نظارت دارد.

بر روي پايگاه اطلاع رساني اين سازمان بخشي با عنوان" اداره حفاظت و مرمت آثار فرهنگي" قرار دارد كه به معرفي طرح‌هاي مرمتي انجام شده توسط اين اداره مي‌پردازد. همچنين كارگاه‌ حفاظت و مرمت امور موزه‌ها از بخش ديگر اين پايگاه اطلاع رساني است.

براي كسب اطلاع بيشتر از طرح‌هاي مرمتي و همچنين آشنايي با اداره مرمت آثار فرهنگي موزه‌هاي آستان قدس رضوي به پايگاه اطلاع رساني به نشاني زير مراجعه كنيد

اداره مرمت آثار تاريخي فرهنگي موزه‌ هاي آستان قدس رضوي