چهارطاقی یا چارتاقی، در معمارى به كالبدى با زمینه چهارگوش و پوشش گنبدى، متشکل از چهار پایه و یک طاق گنبدی بر روی آن، با چهار ورودى طاق‌دار گفته می‌شود. چهارطاقی را چهاردر، چهارقاپو و چهاردروازه نیز نامیده‌اند.

یک چهارطاقی در سادهترین فرم خود عبارتاند از <بنایی با قائده مربعی و متشکل از چهار پایه قطور که دربردارنده چهاردهنه طاق متقارن و معمولا گنبدی هم بر فراز آن قرار گرفته است.>

نمونه‌هایی از چهارطاقی در فیروزآباد (گور)، باکو، فراشبند، جره، نطنز، کازرون، آتشکوه، نیاسر (متعلق به دورهٔ اردشیر اول ساسانى)، نویس در حوالی ساوه و جاهای دیگر باقی مانده است. آتشكده آذرگشنسب در تخت سلیمان نیز از نمونه‌های چهارطاقی‌های دوره ساسانى است.  بیشتر چهارطاقی‌هاى مذكور، وابسته به آتشکده‌ها و محل استقرار آتش و اجراى مراسم دينى، و سایبان دائم براى آتش بوده‌اند.

در دوره اسلامى از طرح چهارطاقى در شمارى از بناهاى غیردینى، چون كوشك‌ها، نیز استفاده شده است. برخی از چهارطاقی‌ها نیز در دوران اسلامی به مسجد یا امامزاده تبدیل شده‌اند. از طرح‌هاى چهارطاقى، به ‌سبب قابلیتهاى بسیار در فضاسازى، در گستره زمانى و مكانى و در بناهاى مذهبى و غیرمذهبى استفاده شده است.

در واقع از غامضترین موضوعاتی که از گذشته تا به امروز در باستانشناسی ایران همواره مطرح بوده ماهیت و کاربردچهارطاقی است (که به اشتباه در نظر عموم با آتشکده یکسان فرض میشود.) در حال حاضر مناسبترین نام برای این نوع بناها همان عنوان چهارطاقی است چرا که الفاظ دیگر پیشاپیش کاربری خاصی را به ذهن تداعی می بخشد.

در بیدگل نیز چهارطاقی های بسیاری وجود دارد که اکثر آن در دشت های اطراف شهر بوده و کاربردی مذهبی- آیینی داشته است. این بناها به صورت وقفی با همت دشت کاران آن مزرعه یا دشت بنا شده و به عنوان نمازخانه- محل شورا- تعیین سهم آب دشت کاران (رعیت ها)- استفاده می شده است.

هم اکنون نیز این بناها سرپا و زنده هستند که توجه اهالی ذوق و هنر و بومی گرا را جلب کرده که برای بیداری و زنده نمودن آن تلاش می کنند. در اینجا چند تفسیربه وجود می آید و یک سوال بزرگ و آن

برای چه خواهان حفظ و احیای اینگونه آثار هستیم؟؟؟

یکی برای حسی که با این آثار ارتباط برقرار می کند و یکی برای حفظ اصالت و یکی برای حس وطن دوستی یکی برای ادای دین خود یکی برای مصلحت اندیشی یکی برای پاتوق جور کردن یکی برای زیبا سازی یکی برای سرخوش بودن یکی برای بی تفاوت نبودن یکی برای یادآوری خاطرات یکی برای خوب فهمیدن!! یکی برای نفهمیدن!! و یکی برای زیاد فهمیدن!! و ... همه دوست دارند به نحوی زنده و احیا کنند. 

حال بیاییم نظرات خود را بیان کنیم و بگوییم ما برای چه می خواهیم احیا و زنده کنیم؟؟؟خواهشمند است به این سوال پیش پا افتاده ولی بزرگ -از جهت فرهنگی- پاسخ داده و هر یک نظرات خود را بیان کنیم. با طرح اینگونه سوالات و بیان نظرات خود می توانیم سهمی برای فرهنگ سازی شهر در مورد میراث خود داشته باشیم که بی شک باعث رشد و شکوفایی و آگاهی خود نیز می شویم.